بلغارستان

 

بلغارستان (به بلغاری: България) کشوری در جنوب شرقی اروپاست. پایتخت این کشور شهر صوفیه است. جمعیت این کشور بالغ بر ۷٬۳۶۴٬۵۷۰ (در سال ۲۰۱۱ میلادی) نفر است که هر ساله ۱٪ از آن کاسته می‌شود. بلغارستان بیشترین رشد منفی جمعیت را در جهان دارد.[۱]

زبان رسمی این کشور بلغاری و واحد پول آن لِف با واحد جزء استونیکی است. حدود ۸۵ درصد از مردم آن بلغاری‌تبار و بقیه بیشتر ترک و کولی هستند. بلغارستان ۱۱۰٬۹۹۴ کیلومتر مربع مساحت دارد و چهاردهمین کشور بزرگ در اروپا است.

بلغارستان در سال ۲۰۰۴ به عضویت سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) درآمد و در سال ۲۰۰۵ اتحادیه اروپا، درخواست عضویت بلغارستان را در این اتحادیه پذیرفت و روز عضویت این کشور در اتحادیه اروپا را ۱ ژانویه ۲۰۰۷ اعلام کرد.

مهمترین صادرات بلغارستان اسانس گل رز است، همچنین شراب نیز از دیگر اقلام مهم صادراتی بلغارستان است، بلغارستان چهارمین صادرکننده شراب در جهان است، پوشاک، کفش، آهن و فولاد، ماشین آلات و تجهیزات و سوخت نیز از دیگر صادرات بلغارستان می‌باشد. جمهوری بلغارستان رسماً کشوری سکولار است اما در قانون اساسی آن مسیحیت ارتدکس به عنوان دین سنتی کشور ذکر شده‌است.[۲] ۷۶٪ جمعیت پیرو آیین مسیحیت نوع ارتدوکس هستند و ۱۰٪ جمعیت را مسلمانان تشکیل می‌دهند و ۱۱٫۸ درصد بی‌دین هستند.[۳]

منطقه امروزی بلغارستان در قدیم در قلمرو تراکیه‌ای‌ها قرار داشت و بعداً یونانی‌ها و رومی‌ها بر این منطقه چیره شدند. ظهور قومیت بلغار به روزگار امپراتوری اول بلغار در قرون وسطی بازمی‌گردد. منطقه بلغارستان حدود پانصد سال در تصرف عثمانیان قرار داشت (از ۱۳۹۶ تا ۱۸۷۸ میلادی).

در اواخر سده نوزدهم، مداخله روسیه در سرزمین‌های امپراتوری عثمانی در بالکان منجر به تشکیل کشور خودمختار بلغاری در ۱۸۷۸ گشت. بلغارستان تا سال ۱۹۰۸ شاهزاده‌نشین و تا ۱۹۴۶ پادشاهی مستقلی بود. با این حال، مرزهایی که در کنفرانس برلین (۱۸۷۸) تعیین شده بود، بلغارها را راضی نکرد و برای به دست آوردن زمین‌هایی که برپایه پیمان سن استفانو (۱۸۷۷) به آنان وعده داده بودند پنج بار وارد جنگ شدند.

بلغارستان که در دو جنگ اول (۱۸۸۵ و ۱۹۱۲) پیروز گشت در جنگ نهایی بالکان (۱۹۱۳) و دو جنگ جهانی (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸ و ۱۹۴۴) مغلوب شد و سرزمین‌هایی را از دست داد. پس از اشغال کشور به دست ارتش سرخ (۱۹۴۴) و رژیمی کمونیستی برقرار و پادشاه تبعید شد (۱۹۴۶) و به دنبال تظاهرات مردمی در ۱۹۸۹، تئودور ژیفوک (زاده ۱۹۱۱) رهبر تندروی رژیم را اصلاح‌طلبانی برکنار کردند که یا وعده انتخابات آزاد، از نقش رهبری حزب کمونیست دست کشیدند. در ژوئن ۱۹۹۰ انتخابات آزاد برگزار شد و حزب سوسیالیست پیشین به قدرت بازگردانده شد. این حزب که با مشکلات شدید اقتصادی روبرو بود و نتوانست به تنهایی حکومت کند و در ۱۹۹۱ دولتی ائتلافی بدون برتری هیچ حزبی زمام امور را در دست گرفت و سه

در شمال این کشور جمهوری رومانی با ۶۰۸ کیلومتر مرز مشترک قرار دارد. در غرب با جمهوری پیشین یوگوسلاوی (صربستان با طول مرز ۳۱۸ کیلومتر و مقدونیه با مرز مشترک ۱۴۸ کیلومتری) همجوار می‌باشد. در جنوب با کشور یونان (۴۹۸ کیلومتر) و ترکیه (۲۴۰ کیلومتر) هم‌مرز است. در شرق جمهوری دریای سیاه قرار دارد.

 

دو رشته کوه مهم بلغارستان را فرا گرفته‌است، یکی رشته کوه‌های بالکان که شمال و مرکز این کشور را در بر گرفته و دیگری رشته‌کوه‌های رودوپ که غرب و جنوب کشور را شامل می‌شود، از دیگر رشته‌کوه‌های بلغارستان می‌توان به ریلا و پیرین اشاره کرد کوه‌های بالکان از شرق تا غرب و مرکز بلغارستان می‌گذرد. در شمال، تپه‌های کم‌ارتفاع به رود دانوب متمایل است. در جنوب، منطقه‌ای از زمین‌های پست کوه‌های بالکان را از گرانکوهی بلند و چین‌دار که بلندترین قله بلغارستان در آن است جدا می‌کند. بلندترین نقطه این کشور موسالا با ۲۹۲۵ متر ارتفاع است که در ارتفاعات ریلا در غرب بلغارستان واقع شده‌است.

شمال کشور تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد دارد، در حالی که جنوب شرق از آب و هوای مدیترانه‌ای برخوردار است. بیشتر اقلیم بلغارستان دارای آب و هوای سرد و کوهستانی است و نواحی ساحلی دریای سیاه نیز آب و هوایی معتدل و مرطوب دارد. مهمترین رود ماریتسا نام دارد که از رشته کوه‌های رودوپ در غرب بلغارستان سرچشمه گرفته و با گذر از مناطق مرکزی کشور راه جنوب را در پیش گرفته و وارد ترکیه می‌شود و سپس به دریای اژه می‌ریزد. رود دیگر دانوب نام دارد که در شمال بلغارستان جریان دارد.

پایتخت بلغارستان، شهر صوفیه است و از مهمترین شهرهای بلغارست

جمعیت بلغارستان را بلغارها و ۱۰٪ را ترک‌ها و کولی‌ها تشکیل می‌دهند. بسیاری از دانشمندان ریشه بلغارها را از قبایل ترک زبان آسیای میانه (احتمالاً به همراه رگه‌های ایرانی) می‌دانند.[۱۰] همچنین گروه‌هایی از روس‌ها، رومانی‌ها، ارمنی‌ها، یونانی‌ها و سایر اقلیت‌های کوچک نیز در این کشور به سر می‌برند. کمتر از ۰/۱٪ درصد از مردم این کشور به ایدز مبتلا هستند.[۱۱] زبان رسمی کشور، بلغاری است اگرچه جوانان بلغاری امروزه تکلم به انگلیسی را ترجیح می‌دهند.

۷۶٪ جمعیت پیرو آیین مسیحیت نوع ارتدوکس هستند و ۱۰٪ جمعیت را مسلمانان تشکیل می‌دهند و ۱۱٫۸ درصد بی‌دین هستند.[۳] در بلغارستان هشتاد هزار مسلمان علوی وجود دارد. گسترش اسلام در بلغارستان را می‌توان در تصرف این کشور توسط امپراتوری عثمانی ریشه‌یابی کرد.

زبان بلغاری زبانی هندواروپایی و از شاخه اسلاوی جنوبی است که نزدیک‌ترین به آن زبان مقدونی است و گویشوران آن با گویشوران زبان مقدونی درک مطلب می‌کنند. در زبان بلغاری کهن و معاصر صدها واژه فارسی وجود دارد که در مکالمات روزمره به‌کار می‌رود. تعداد این واژه‌ها حدود ۱۰۰۰ عدد است که

ان می‌توان به پلوودیف ۳۵۰ هزار نفر، وارنا ۳۱۵ هزار نفر، بورگاس ۱۹۰ هزار نفر و روسه ۱۶۰ هزار نفر اشاره کرد.

حزب اصلی روی کار آمده‌اند.

 

 

 

 

 

نمودار تغییر جمعیت میان سال‌های ۱۹۶۱ تا ۲۰۰۹

 

 

 

کاخ فرهنگ ملی در صوفیه، ساخته‌شده در سال ۱۹۸۱.

 

 

از سال ۱۹۹۹ بدین سو کشور بلغارستان به ۲۸ استان (منطقه) بخش شده‌است. نام آن‌ها بدین شرح است:

  1. استان بلاگووگراد
  2. استان بورگاس
  3. استان دوبریچ
  4. استان گابرووو
  5. استان خاسکوو
  6. کرجالی
  7. استان کیوستندیل
  8. استان لووچ
  9. استان مونتانا
  10. استان پازارجیک
  11. استان پرنیک
  12. استان پلِون
  13. استان پلوودیو
  14. استان رازگراد
  15. استان روسه
  16. استان شومن
  17. استان سیلیسترا
  18. استان اسلیوِن
  19. استان اسمولیان
  20. استان صوفیه
  21. استان منطقه سوفیا
  22. استان آستارا زاگورا
  23. استان تورگوویشته
  24. استان وارنا
  25. استان ولیکو ترنوو
  26. استان ویدین
  27. استان وراتسا
  28. استان یامبول

نويسنده : dashamajid


روم باستان

محتویات

شیوه زندگی رومیان

حکومت اولین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ قبل از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، با دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می‌کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. یک شبکه از راهها سرزمین‌های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می‌کرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می‌کرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، لاتین، بهره مند بودند.

در دنیای رومی ها خیلی مهم بود که افراد امپراتوری روم زندگی می‌کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی‌شد.

خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان

نظم اجتماعی روم

جامعه رومی بر اساس طبقات کاملاً مجزا سازماندهی شده بود. این تقسیم‌بندی جامعه در ابتدایی تاریخ روم، در حدود قرن ششم قبل از میلاد آغاز گردید. صاحب امتیازترین و قدرتمندترین شهروندان رومی، اشراف بودند. بسیاری از اشراف از نوادگان مالکین ثروتمند زمین و خانواده‌های سیاست‌مداران انتخاب می‌شدند. سناتورهایی که بر روم حکومت می کردند، از خانواده‌های اشراف ثروتمند بودند. در طبقه اجتماعی بعدی، اسب سوارها (اعضاء گارد سلطنتی) قرار داشتند. این گروه غالباً تجار ثروتمند یا صرافان (بانکداران) بودند. بسیاری از افراد در ارتش روم با دوایر دولتی اجرایی آن خدمت می‌کردند.

توده مردم

بخش اعظم شهروندان رومی، توده مردم بودند، که جزء فقیرترین شهروندان نیز محسوب می‌شدند.

بردگان

در پائین هرم نظام اجتماعی جامعه رومی، بردگان قرار داشتند، که سخت‌ترین و کم اهمیت‌ترین کارها را انجام می‌دادند. رومیها از اسیران جنگی به عنوان برده استفاده می‌کردند. بردگان هیچ گونه آزادی و حق انتخابی نداشتند. حتی در میان بردگان نیز طبقه‌های مختلفی وجود داشت. زندگی سخت روزانه یک برده که در معدنها کار می‌کرد، از زندگی روزانه یک برده تحصیلکرده یونانی که به عنوان یک معلم خصوصی محترم به کودکان رومی تدریس می‌کرد، بسیار فاصله داشت. به هر حال، از اولین قرن میلادی، شرایط زندگی بردگان بهبود پیدا کرد و بسیاری از آن مردان آزادی خود را بدست آوردند.

زبان

زبان مشترک در سراسر امپراتوری روم، زبان لاتین بود. از آنجایی که دیگر کسی به زبان لاتین صحبت نمی‌کند، آنرا «زبان مرده» می‌نامند. به هر حال، بیشتر زبانهای امروزی اروپا، از جمله ایتالیایی، اسپانیایی - فرانسه و رومانیایی، از لاتین گرفته شده‌اند. بسیاری از لغات موجود در زبان انگلیسی نیز از لاتین گرفته شده‌اند.

خانه‌های رومی

رومیان ثروتمند در خانه‌های بزرگ و وسیع شهری زندگی می‌کردند. درشهر پمپی به این خانه ها (ویلا)می گفتد.از بیرون جلوه این خانه‌ها زیاد چشمگیر نبود. زیرا تنها تعداد محدودی درب و پنجره کوچک نرده‌ای داشتند که مانع ورود دزدان می‌شد.

امپراتوری روم

از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری خود کردند. تا قبل از قرن دوم میلادی، رومی‌ها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. موفقیت امپراتوری روم نتیجه استفاده از لژیون‌های بسیار ورزیده و تعلیم دیده و مدیریت بسیار موثر آنها بود که از مرکز پایتخت رم، به خوبی کنترل می‌شد.

در سال ۲۷ قبل از میلاد اکتاویان (۶۳ قبل از میلاد - ۲۴ میلادی)، اکتاویان یا همان اگوستوس سزار، اولین امپراتور روم می‌شود. اگوستوس، که به مدت ۴۰ سال بر امپراتوری روم حکومت کرد، مسئولیت اداره آن را با مجلس سنا (گروهی از مسئولین اداره کننده روم)، تقسیم کرد. او از ارتش روم یک نیروی قوی و آموزش دیده ساخت. روم در طول حکومت او دورانی پر از صلح و شکوه را پشت سر نهاد. اگوستوس همچنین در مورد حفظ موقعیت خود به‌عنوان امپراتور خیلی دقت کرد. او یک گارد محافظ ایجاد کرد که به آنها دستمزد خوبی می‌داد و آنها را گارد پراتور می‌نامید.

 
سنای روم

کالیگولا

اولین امپراتورهای رومی اعضاء خانواده اگوستوس بودند. گایوس سزار (۱۲ - ۴۱ میلادی)، که به کالیگولا (به معنی پوتینهای کوچک) معروف بود، در سال ۳۷ میلادی به امپراتوری رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را به عهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چرا که او پوتین‌های سربازی کوچکی به پا می‌کرد.

امپراتور دیوانه

بعد از آنکه کالیگولا امپراتور شد، سلامتی عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی

نرون

آخرین امپراتوری که به خانواده اگوستوس تعلق داشت، نرون (۳۷ - ۶۸ میلادی) بود. در سال ۵۴ میلادی، مادر جاه طلب او، آگویپینا (۱۵ - ۵۹ میلادی)، شوهر دوم خود را مسموم کرد. شوهر امپراتور کلودیوس (۱۰ قبل از میلاد تا ۵۴ میلادی) بود. در نتیجه پسر ۱۷ ساله او جانشین پدر شد. بعد از آغاز امیدوار کننده حکومت او، نرون بی نهایت بی رحم و فاسد شد. وقتی نرون او را کشت. او به خاطر ضیافت‌های وحشی خود و توهم او در مورد استعدادش در شعر و موسیقی، شهرت داشت!

رم در آتش

در سال ۶۴ میلادی، آتش سوزی بزرگی شهر رم را نابود کرد. نرون تظاهر کرد که قصد داشته تا شهر رم را با طرح جدیدی بازسازی کند. بسیاری از مردم رم عقیده دارند که خود نرون عمداً آتش سوزی را آغاز کرده‌است. اما به هر حال، نرون گروه مذهبی جدید، یا مسیحیان را مقصر دانست و آنها را کشت. مخالفان حکومت نرون آنقدر قدرت گرفتند که او را مجبور کردند در سال ۶۸ میلادی، خود کشی کند.

 
مجسمهٔ رومی

سال چهار امپراتور

در سال بعد از مرگ نرون، ۴ امپراتور بر سر کار آمدند. یک فرمانده نظامی به نام گالبا (۳ قبل از میلاد تا ۶۹ میلادی)، ابتدا قدرت را در دست گرفت. گالبا به‌وسیله گارد پراتور، کشته شد. این گارد اتو (۳۲ - ۶۹ میلادی)، (حاکم استان رومی اسپانیا) را به عنوان امپراتور اعلام کرد. لژیون روم که در آلمان مستقر بود، با شنیدن این خبر، فرمانده خود وتیلیوس (۱۵ - ۶۹ میلادی)، را به عنوان امپراتور معرفی کردند. وسپاسیان (۹ - ۷۹ میلادی)، یک فرمانده رقیب، وارد رم شد. او وتیلیوس را کشت و خود امپراتور شد.

انتخابات جانشین

وسپاسیان سنتی را ایجاد کرد که بر اساس آن، یک امپراتور حاکم در طول حکومت خود جانشین خود را انتخاب می‌کرد. و سپاسیان نظم را به روم بازگرداند. او همچنین یک برنامه ساختمان سازی که شامل استادیوم ورزشی رم بود، آغاز کرد. ساخت این آمفی تئاتر بزرگ که سرگرمیهای عمومی در آن اجرا می‌شد، در طول حکومت فرزند وسپاسیان، تیتوس (۳۹ - ۸۱ میلادی)، که بعد از پدرش به امپراتوری رسید، پایان یافت.

امپراتوری استانی

در قرن دوم میلادی، خانواده‌های حاکم روم، صاحب نفوذ کمتری در امر انتخاب امپراتور بودند. شهروندان استان‌های رومی شروع به اشغال پستهای عالی رتبه در دولت و ارتش، کردند. امپراتورهای بعدی روم از استان‌های درون امپراتوری روم، انتخاب می‌شدند.

تراژان

امپراتور تراژان (۵۳ - ۱۱۷ میلادی) در یکی از استان‌های روم به نام آیبیریا «اسپانیای امروز) به دنیا آمد. او یک فرمانده نظامی بزرگ بود و در طول حکومتش، امپراتوری روم از نظر وسعت به اوج خود رسید. وی پیروزیهای نظامی خود را با ساخت بناهای یادبود (ستونهای تراژان)، جشن می‌گرفت. این ستونها به‌وسیله مجسمه‌هایی که پیروزیهای معروف او را نشان می‌دادند، تزئین شده بودند.

هادریان

پسر خوانده تراجان، هادریان (۷۶ - ۱۳۸ میلادی) بعد از او به امپراتوری روم رسید. هادریان بیشتر دوران حکومتش را به مسافرت در استان‌های مختلف امپراتوری روم گذراند. او موانع ثابتی در مقابل حمله بربرها که به این سرزمینها روم حمله می‌کردند، بنا کرد. نمونه چنین بناهای دفاعی، دیوار هادریان، هنوز در شمال غربی انگلیس باقی‌مانده‌اند. هادریان همچنین تغییرات زیادی ایجاد کرد که اداره امپراتوری روم را آسان تر می‌کرد.

لژیونر رومی

ارتش روم از سربازانی به نام لژیونر تشکیل می‌شد. یک لژیونر خیلی ورزیده بود. او می‌توانست در یک روز ۳۲ کیلومتر (۲۰ مایل) در حالیکه یک بسته به وزن ۴۰ کیلو گرم حمل می‌کرد، راه برود. یونیفورم یک لژیوتر او را در نبردها محافظت می‌کرد، و در عین حال به او امکان می‌داد که به آسانی حرکت کند. لژیونر های رومی به دو دسته تقسیم میشد: 1_ لژیونر های ساده. 2_لژیونر های عقاب. وجود لژیونر های عقاب باعث آرامش واحد های اطراف میشد,ژنرالی که یک لژیون عقاب را در جنگ از دست میداد محبوبیت خود و خاندانش را در مجلس سنا از دست میداد.

واحد ارتش

«قرن»، واحد ارتش روم بود. هنگامی که در سال ۳۴۰ قبل از میلاد ارتش روم تشکیل شد. یک قرن شامل ۱۰۰ سرباز می‌شد. وقتی فرمانده نظامی رومی، کابوس ماریوس (۱۵۷ - ۸۶ قبل از میلاد) ارتش روم را در سال ۱۰۰ قبل از میلاد، دوباره سازماندهی کرد، تعداد افراد را در یک قرن به۸۰ نفر کاهش داد. دلیل این کاهش چنین بیان می‌شد که یک گروه کوچک‌تر، آسان تر کنترل می‌شد. واحد لژیونر عقاب 120 نفر بود


نويسنده : dashamajid


باغ‌های معلق بابل

 
یک نقاشی از باغهای معلق بابلآسمان خراش بابل در دورنمای تصویر) که در قرن شانزدهم میلادی به تصویر کشیده شده‌است.

 

باغ‌های معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شده‌است. این آثار در نوشته‌های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده‌است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته‌های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده‌است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی‌های موجود در آن نواحی روش‌های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده‌است آورده شده‌است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده‌است ساخته شده‌اند. ایشتوویگو و نوهٔ هُوَخشَترَه (پادشاهان ماد) با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می‌امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه‌ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد واژهٔ معلق که برای این باغها استفاده می‌شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به‌وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده‌اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه‌ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده‌است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می‌نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده‌اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه‌های این ستون‌ها شده‌است.

چون باغ مانند دامنه یک تپه شیب داشت و بخش‌های متعدد آن طبقه طبقه روی هم قرار گرفته بودند، منظره کلی آن مانند یک باغ معلق بود. وقتی صفه‌های پلکانی صعودی ساخته شدند، در زیر آن‌ها تالارهایی احداث شد و درخت‌هایی در آن‌ها و بالای آن‌ها کاشته شد که به تدریج روی یکدیگر رشد کردند... سقف‌های این تالارها با شاه‌تیرهایی از جنس سنگ به طول ۱۶ پا محافظت می‌شد... سقف روی این شاه‌تیرها نخست با لایه‌ای از نی که در لابه‌لای آن‌ها مقدار زیادی قیر ریخته شده بود پوشانده شده و روی آن آجر پخته که در میان آن‌ها آهک ریخته بودند قرار داشت، لایه سوم از سرب بود و سپس خاک ریخته می‌شد که رطوبت آن به پایین نفوذ نکند. در پایین نیز زمین به اندازه کافی کنده می‌شد تا درختان بزرگتر بتوانند ریشه بدوانند و زمین با هر نوع درخت کاشته شده بود و چون همه تالارها به حد کافی نور می‌گرفتند، جایگاه‌های متعدد سلطنتی با تصاویر بسیار در آن احداث گردید و در یکی از تالارها شکافی ایجاد شده بود و در آن تجهیزاتی گذاشتند که آب تمام باغ را به حد وفور از رودخانه می‌گرفت و به همه جا توزیع می‌کرد.


نويسنده : dashamajid


راز مثلث برمودا

 

راز مثلث برمودا



 

راز مثلث برمودا,مثلث برمودا در نقشه

 

مثلث برمودا-مثلث برمودا منطقه‌ای است وهم‌انگیز در شمال غربی اقيانوس اطلس ، که ادعا می‌شود صدها هواپیما و کشتی و همچنين بيش از هزار نفر به طور مرموزی در اين منطقه‌ی وحشت ناپدید شده‌اند ، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.

 

موقعیت جغرافیایی مثلث برمودا

 

نقشه جغرافيايی مثلث برمودا   مثلث برمودا (Bermuda Triangle) بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. رأس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است. (بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند؛ در این نقطه هیچ انحرافی در قطب‌نما محاسبه نمی‌شود.)

 

وین سنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده ، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند :

 

« یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

 

مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی ، همراه با تمام سرنشینانشان ، در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای مأموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات به هوا برخاست ، اما هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

 

آخرین پیامهای مخابره شده‌ی آنها با برج مراقبت ، حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم رؤیت خشکی ، از کار افتادن قطب‌نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان ، افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدت‌ها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای - چه قبل و چه بعد از آن - تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایق‌ها و کشتی‌هایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا) ؛ در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

 

منطقه وحشت

 

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتی‌های بزرگ و کوچک در آب‌های آن در حال ترددند و افراد زیادی برای بازدید به این منطقه مسافرت می‌کنند ، بدون آنکه اتفاقی بیافتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوس‌ها در سراسر دنیا ، کشتی‌ها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند؛ پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد ، ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدن‌های بی دلیل ، بی‌شمار و نامعلومی روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.

 

مشاهدات و گزارشات

 

- در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاه‌های مبدأ و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند ، که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب‌نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه‌آلودی - آن هم در روز صاف و آفتابی - و یا تغییراتی غیر عادی در آب‌هايی که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند (بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع)

 

- این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل این که چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده ، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشات حاکی از آن بوده که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح رؤیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا ، که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

 

- در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاه‌ها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند ، که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع به کار کرده‌اند.

 

- در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید : « خطری همانند یک خنجر هم اکنون به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ... » ؛ در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود ، کشتی ناپدید شد.

 

علل واقعه

 

یکی از علت‌های کشف شده - که در مدل آزمایشگاهی به اثبات رسیده است - در مورد وقوع زلزله و خروج گازهایی از زمین می‌باشد ، که در هنگام عبور کشتی‌ها باعث فرو رفتن کشتی به اعماق آب می‌گردد؛ ولی در مورد هواپیماهایی که از آن محل عبور کردند و ناپدید شدند خروج همین گازها از آب به سمت بالا باعث پایین کشیده شدن هواپیماها به سمت آب می‌شود که در صورت عدم کنترل ، هواپیما به داخل آب سقوط می‌کند ، ولی در مدل آزمایشی آن ، این مسأله در صورتی قابل حل است که هواپیما به این محل آشنا بوده و توانایی گرفتن دوباره ارتفاع را در صورت کم شدن ناگهانی آن داشته باشد. همچنین در مورد پیدا نشدن اجساد هواپیماها یا کشتی‌ها می‌توان گفت تعدادی از موارد ناپدید شده در اعماق دریا کشف شده است ، که نمونه‌های کشفی با نمونه‌های غرق شده کاملا تطبیق دارد.

 

۱- علل فرضی طبیعی

 

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گوی‌های آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود ، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتی‌ها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود ، قرار گرفتن تحت تأثیر نیرویی مغناطیسی و اختلالات امواج الکترومغناطیسی (ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتی‌های متعدد در یک منطقه نیست.)

 

۲- علل فرضی غیر طبیعی

 

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسان‌ها به کره زمین آمده‌اند.

 

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد به وسیله ادگار کایس (پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست) ارائه شده است. به عقیده وی قرن‌ها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتی‌ها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آن‌ها می‌گردد.

 

نظریه و توضیحات کوشچه

 

لارنس دیوید کوشچه - محقق دانشگاه ایالت آریزونا - در سال ۱۹۷۵ با انتشار کتابی به نام « اسرار مثلث برمودا برملا شد » اولین نظریه مخالف در این زمینه را منتشر نمود. تحقیقات وی در این کتاب شماری از اطلاعات نادرست و ناسازگار در مقاله بلیتزر را برملا نمود. وی در این کتاب به وجود ناسازگاری‌های زیادی در گزارشات بلیتزر اشاره نمود و گفته‌های وی از زبان شاهدان عینی ، افراد زنده مانده در حوادث و همچنین تمامی انسانهای درگیر را نادرست و غیر واقعی بیان نمود. وی بیان نمود که بسیاری از اطلاعات مهم در مقاله بلیتزر از قلم افتاده است و به هیچ وجه کاملا بررسی نشده است. به عنوان مثال در داستان بلیتزر در مورد مفقود شدن قایق معروفی که قصد داشت دور دنیا حرکت کند و سرنشین آن دونالد کروهرست ، بلیتزر به اسرار آمیز بودن این داستان اشاره نموده است ، در حالی که شواهد روشنی در مورد دلایل مفقود شدن وی در دسترس است و یا همچنین در مورد کشتی حمل زغال‌سنگ - که بلیتزر آن را این طور بیان نمود : کشتی مزبور سه روز پس از ترک بندری در اقیانوس اطلس مفقود شده و دیگر هیچ ردپایی از آن یافت نشد - مى‌گوید که در گزارشات واقعی ، یک کشتی با همین نام از بندری در اقیانوس آرام حرکت نموده است. همچنین کوشچه معتقد بود که درصد زیادی از حوادثی که به نام اسرار مثلث برمودا یاد شده ، کاملا خارج از منطقه مثلث برمودا اتفاق افتاده است و در اغلب موارد راه اثبات این مدعا بسیار ساده بوده است. وی با جستجو در مقالات چاپ شده در روزنامه‌های وقت و همچنین اطلاع از وضع هوای گزارش شده در آن روز توانست وجود مغایرات در داستان‌های بیان شده در مورد اسرار مثلث برمودا را برملا سازد.

 

نتیجه گیری‌های کوشچه

 

- شمار کشتی‌ها و هواپیماهای مفقود شده در این گزارشات در مقایسه با شمار کشتی‌ها و هواپیماهای مفقود شده در دیگر مناطق اقیانوس ، به هیچ وجه زیادتر نبوده است.

 

- طوفان‌های استوایی و گرمسیری بسیاری در این مناطق گزارش شده است و شمار گمشدگان در این گزارشات با توجه به تعداد این طوفان‌ها نامتناسب ، عجیب یا اسرار آمیز نمی‌باشد. (بلیتزر و نویسندگان دیگر در مقالات خود اشاره‌ای به این واقعیت ننموده‌اند.)

 

- اعداد و ارقام بیان شده در این گزارشات و تحقیقات آشفته اغراق آمیز است. کشتی‌ها و قایق‌هایی مفقود گزارش می‌گردند که بالاخره به بندرها بازگشته بودند - البتــه با اندكی تأخیـــر - و این موضوع گزارش نشده است.

 

- برخی از این گزارشات در مورد مفقودین در واقع هیچگاه اتفاق نیفتاده‌اند؛ به طور مثال حادثه‌ای با عنوان سقوط هواپیما گزارش شده که مدعاست هواپیمایی مسافربری ، در سال ۱۹۳۷ از بندر دیتونا در فلوریدا در مقابل چشم صدها شاهد عینی پرواز نموده و در مثلث برمودا سقوط کرده است ، در حالی که در روزنامه‌هاى محلی آن زمان ، هیچ نوشته‌ای در اثبات این مدعا یافت نمی‌شود.

 

نتیجه گیری کلی کوشچه در مورد افسانه مثلث برمودا

 

افسانه‌ها و داستان‌هایی که به عنوان اسرار مثلث برمودا وجود دارد ، توسط نویسندگانی منتشر شده که عمدا یا سهوا با داشتن تصورات نادرست ، دلایل و مستندات ناقص و یا همچنین با پیروی از احساسات نادرست ، سعی در نوشتن آن‌ها نموده‌اند و این مقالات جعلی و تصنعی می‌باشند.

 

مدلین رسبورتگارف - دانشمند و محقق ایتالیایی قرن بیستم - نیز در مورد بروز حوادث غیر عادی و خارق‌العاده در این منظقه ، پس از تحقیقات زیاد به این نتیجه رسیده است که اغلب حوادث یاد شده در این منطقه تنها اغراق آمیز نشان دادن برخی حوادث عادی بوده‌ ست؛ برای مثال کشتی فرانسوی BHG3566 ، که در سال ۱۹۷۷ در این منطقه ناپدید شد ، دو روز بعد در بندر ریجسرا دیده شد و شواهد به مدت کوتاهى از گم شدن این کشتی حکایت می‌کرد ، در حالی که هنوز هم برخی نویسندگان از این حادثه با نام کشتی وحشت یاد می‌کنند و بر این باورند که این کشتی در منطقه مثلث برمودا از بین رفته است و در تسخیر ارواح می‌باشد.

 

گذشته و آینده برمودا

 

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمان‌های متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین « دریایی از مقبره‌ها » ، « مثلث شیطان » ، « مثلث مرگ » ، « دریای بدبختی » ، « گورستان آتلانتیک » نامیده می‌شده است.

 

شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسان‌هایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 - که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست - شده است.

 

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد ، و شاید هم به خاطر معلوم نبودن دلیل اصلی این وقایع ، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

منبع.dashamajid


نويسنده : dashamajid


پنج خاصیت ماست

ماست

ماست از تخمیر شیر به دست می‌آید، پس از حرارت دادن شیر تا دمای 80 درجه سانتی‌گراد و تغییر و تخریب پروتئین کازئین در شیر و اضافه شدن استرپتوکوکوس و بیفیدوباکتری‌ها در شیر لخته ایجاد شده و پس از سرد کردن تا دمای 45 درجه سانتی‌گراد بین 7-4 ساعت ماست به دست می‌آید. 

ماست دارای سه نوع کم‌چرب، با چربی متوسط و پرچرب می‌باشد که یک لیوان 240 سی‌سی ماست حاوی 12 گرم پروتئین، 15گرم کربوهیدرات و 300-280 میلی‌گرم کلسیم می‌باشد. ویتامینB12 , B2، پتاسیم و منیزیم در شیر فراوان است.

 

1- پیشگیری از پوکی استخوان (استئوپروز)

مصرف کلسیم و ویتامین D از پوکی استخوان جلوگیری می‌کند. کلسیم در تمامی سنین در حجم و استحکام استخوان نقش اساسی دارد و ویتامین D جذب کلسیم را بالا می‌برد. برای دارا بودن استخوان‌های محکم روزانه 800 تا 1000 میلی‌گرم کلسیم لازم است که سه لیوان ماست آن را تأمین می‌کند. امروزه بسیاری از انواع ماست‌ها با ویتامین D غنی شده است، روزانهIU  400 ویتامین D برای جذب کلسیم لازم می‌باشد.

 

2- کاهش خطر فشارخون بالا

در تحقیقات اخیری که در دانشگاه مادرید اسپانیا بر روی 5000 نفر انجام شد 50 درصد خطر فشارخون بالا در افرادی که روزانه 3-2 سهم ماست کم‌چرب مصرف می‌کردند کاهش پیدا کرد؛ دانشگاه هاروارد اعلام کرده است که کلسیم موجود در لبنیات در باز شدن عروق و کاهش فشارخون نقش دارد.

 

 

3- بهبود سیستم گوارش

ماست به بهبود مشکلات گوارشی زیر کمک می‌کند:

* عدم تحمل لاکتوز؛ درحالی‌که 8 درصد جمعیت جهان نسبت به شیر حساس هستند، پژوهشگران اعلام کرده‌اند که شیر دارای لاکتوز و پروتئین کازئین است که افراد به آن آلرژی دارند و در ماست این دو عامل به مقدار حداقل وجود دارد، در صورتی که یک لیوان ماست، همان مقدار پروتئین و کلسیم را به افراد می‌رساند.

* یبوست؛ ماست به دلیل دارا بودن پروبیوتیک‌ها فعالیت روده را افزایش داده و از یبوست جلوگیری می‌کند.

* سرطان روده؛ هنگامی که فعالیت روده افزایش یابد و مدفوع در روده تجمع پیدا نکند تا مواد سمی و رادیکال‌های آزاد ایجاد شود، خطر ابتلا به سرطان روده کاهش می‌یابد.

* عفونت پیلوری معده؛ ماست اسید معده را معتدل کرده و سوزش معده را که باکتری هلیکوباکترپیلوری ایجاد می‌کند کاهش می‌دهد. در تحقیقات اخیر در تایوان ماست به دلیل دارا بودن لاکتوباسیلوس در درمان عفونت هلیکوباکتر مفید می‌باشد و خطر ابتلا به سرطان معده را کاهش می‌دهد.

 

4- ایجاد احساس سیری و کاهش وزن بدن

یک لیوان ماست با چربی متوسط حاوی 130کیلوکالری انرژی می‌باشد. در تحقیقات اخیر بر روی دو گروه 15 نفری از افراد، میان‌وعده‌های حاوی مقدار یکسان  130 کیلوکالری (یک لیوان ماست و انواع آب‌میوه) به افراد داده شده است. در افرادی که ماست را میان‌وعده خود انتخاب کردند در وعده غذایی اصلی خود به میزان کمتری ماده غذایی مصرف کردند؛ محققین به این نتیجه رسیده‌اند که ماست احساس سیری را در افراد افزایش می‌دهد.

همچنین کلسیم موجود در شیر و ماست سبب افزایش متابولیسم شده و سوخت و ساز بدن را افزایش می‌دهد و در درازمدت سبب کاهش وزن بدن می‌گردد.


نويسنده : dashamajid


بابل محمد رسولی

ویکی‌پدیا جه، آزاد دانشنومه

 

مختصات: °۵۲٫۴۱شرقی °۳۶٫۳۳شمالی

 

دیگه کاروری ئون سر بابل (گجگجی بایری) ره بوینین.

 

Babolرسمی نوم

کشورایران |

اوستانمازرون

اینترنتی سایتبابلِ شهرداری

تلفون پیش‌شـِماره0111

 

«مرکِز مِخابراتی منطقه یک»

 

مردم/جغرافی

جمیتشهر:۲۱۹٬۴۶۷

شهرستون:۴۹۵٬۴۷۲

زوونفارسی، مازرونی(تبری)

شهرونبابل،گتاب،امیرشهر و ۷شهر دیگر

 

 

بابل نیشتگاه بابل شهرستون، مازندروناوستان دله دره. وِه اتا از مهم ترین شهرهای شِمال کشور هسّه که به ۲ منطقه تقسیم بونه. بابلِ شهرستون بیشترین جمعیت ره اوستان دله دارنه و بعد رشت بیشترین جمعیت ره شمال کشور دله دارنه. بابلِ شهرِ جمعیت، سرشِماری ۱۳۹۱ دله ۲۱۹٬۴۶۷ نفِر و بابلِ شهرستونِ جمعیت ۴۹۵٬۴۷۲ نفر بیه. بابل اتا از شهرهای مهم شمال کشور در امور تجارت ، دانشگاهی ، پزشکی و کشاورزی هسّه. اینتا شهر بخاطر فراونی زیاد نارنج دار هاش، به « شهر بهار نارنج » معروف هسّه.

 

 

 


نويسنده : dashamajid


امیر کبیر محمد رسولی

قمرالملوک تنها بازمانده خاندان امیرکبیر +عکس

 

بالاخره پیگیری های مکرر جواب داد و از پایتخت مجوز این دیدار به شرط ها و شروط ها صادر شد. اما این دیدار یک شرط داشت و آن اینکه به هیچ عنوان مصاحبه ای با وی صورت نگیرد و تنها اجازه داریم عکس بگیریم!!

 

کد خبر: ۲۹۷۸۳۶

 

تاریخ انتشار:۲۷ دی ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۲-16 January 2013

 

قمرالملوک اعتماد قاجار نوه دختری امیرکبیر تنها بازمانده این خاندان است که این روزها دریکی از آسایشگاه های استان البرز 100 سال را پشت سر گذاشته و در انتظار تجربه طلوعی دیگر از زندگی است.

 

به گزارش مهر، تصور کنید عقربه های ساعت خلاف جهت به سالهای دور بازگردد و به شما بگویند می‌توانید ملاقاتی با یکی از صدر اعظم های قاجار «امیر کبیر» داشته باشید، چه حسی دارید؟ آنانی که با امیر ملاقات داشته‌اند او را مردی درشت اندام و تنومند با موها و محاسنی بلند توصیف کرده‌اند که همواره جبه بر تن داشت و به منشیانش هم دستور می داد جبه به تن کنند؛ گذاشتن کلاهی بلند بر سرش همواره او را متمایز می ساخت. وزیر مختار انگلیس در یکی از گزارش‌هایش می‌نویسد «پول دوستی به هیچ وجه در امیر راهی ندارد، همه وی را فردی مورد اطمینان و غیر قابل فساد می دانند.» هرچند پول هایی که به امیر می دادند و نگرفت دست آخر همه خرج کشتنش شد. 

 

فصل اول تاریخ: درباره امیر کبیر

 

کتاب قطور و قدیمی تاریخ را ورق میزنم، به فصل قاجار میرسم، سوار بر قطار تاریخ به سالها قبل سفر می کنم، هیاهوی کلاغ ها از فراز آسمان باغ به گوش می رسد؛ بوته های گل سرخ در تلألو نور خورشید خودنمایی می کنند و فضا را در هر نسیم عطرآگین می سازنند؛ عصر یک روز بهاری است و جشنی درباغ برپا است، قائم مقام فراهانی میهمانی ترتیب داده «محمد تقی» از پنجره آشپزخانه چشم به باغ دوخته، پدرصدایش می زند و میخواهد تا سینی شربت را برای میهمانان ببرد در جریان مراودات نظرقائم مقام فراهانی به محمد تقی بچه آشپز12 ساله جلب می شود وقتی قائم مقام از او می پرسد هدیه چه می خواهی می گوید درس خواندن کنار بچه‌های شما در مکتب‌خانه را. قائم مقام بعد از جشن عصرگاهی با فراخواندن محمد تقی به اندرونی می‌گوید: «می‌خواهم نامه‌هایم را به ویژه نامه‌های خصوصی‌ام را تو بنویسی. تجربه‌های زیادی هست که باید بیاموزی هم خط خوبی داری و هم نثری روان.....» از اینجا بود که محمد تقی به سمت منشی گری قائم مقام فراهانی درآمد.

 

 

 


نويسنده : dashamajid


شهید بهنام محمدی

 

تاریخ شهادت:
۲۸ مهر ۱۳۵۹

نحوه شهادت

خمپاره‌ها امان شهر را بریده بودند و درگیری در خیابان آرش شدت گرفته بود. مثل همیشه بهنام سر رسید، اما نارحتی بچه‌ها دیگر تأثیری نداشت؛ او کار خودش را می‌کرد. کنار مدرسه امیر معزی (شهید آلبو غبیش) اوضاع خیلی سخت شده بود؛ ناگهان بچه‌ها متوجه شدند که بهنام گوشه‌ای افتاده است و از سر و سینه‌اش خون می‌جوشید. پیراهن آبی و چهار خونه بهنام غرق خون شده بود. چند روز قبل از سقوط خرمشهر، شیر بچه دلاور خوزستانی بالاخره در ۲۸/مهر/۱۳۵۹ پر کشید و امروز آشیانه بهنام، این کبوتر خونین بال، در قطعه شهدای کلگه شهرستان مسجد سلیمان شهر آبا و اجدادش مدفون است.

 

وصیت‌نامه اولین نوجوان سیزده ساله دفاع مقدس، شهید بهنام محمدی

  بسم الله الرحمن الرحیم

من نمی‌دانم چه بگویم، من و دوستانم در خرمشهر می‌جنگیم. به ما خیانت می‌شود. من می‌خواهم وصیت کنم، هر لحظه در انتظار شهادت هستم. پیام من به پدر و مادرها این است که بچه‌های خود را لوس و ننر بار نیاورید. از بچه‌ها می‌خواهم امام را تنها نگذارند و خدا را فراموش نکنند. به خدا توکل کنند. پدر و مادرها! فرزندان خود را اهل مبارزه و جهاد در راه خدا بار بیاورید.

 

 بهنام در تاریخ ۱۲/۱۱/۱۳۴۵ در منزل پدر بزرگش در خرمشهر به‌دنیا آمد. ریزه بود و استخوانی اما فرز چابک بازیگوش و سرزبان دار.

شهریور ۵۹ بود که شایعه حمله عراقی‌ها به خرمشهر قوت گرفته بود؛ خیلی‌ها داشتند شهر را ترک می‌کردند. باور نمی‌کرد که خرمشهر دست عراقی‌ها بیفتد، اما جنگ واقعاً شروع شده بود. بهنام تصمیم گرفت بماند؛ بمباران هم که می‌شد بهنام ۱۳ ساله بود که می‌دوید و به مجروحین می‌رسید.

از دست بنی‌صدر آه می‌کشید که چرا وعده سر خرمن می‌دهد؛ مدافعین شهر با کوکتل مولوتف و چند قبضه سلاح (کلاش و ژ۳) مقابل عراقی‌ها ایستاده بودند، بعد رئیس‌جمهور گفته بود که سلاح مهمات به خرمشهر ندهید.

به سقوط خرمشهر چیزی نمانده بود. بهنام می‌رفت شناسایی. چند بار او گفته بود: «دنبال مامانم می‌گردم، گمش کردم.» عراقی‌ها فکر نمی‌کردند بچه ۱۳ ساله برود شناسایی؛ رهایش می‌کردند.

یک‌بار رفته بود شناسایی، عراقی‌ها گیرش انداختند و چند تا سیلی آبدار به او زدند؛ جای دست سنگین مأمور عراقی روی صورت بهنام مانده بود. وقتی بر می‌گشت دستش را روی سرخی صورتش گرفته بود؛ هیچ‌چیز نمی‌گفت فقط به بچه‌ها اشاره می‌کرد عراقی‌ها کجا هستند و بچه‌ها راه می‌افتادند.

 یک اسلحه به غنیمت گرفته بود؛ با همان اسلحه ۷ عراقی را اسیر کرده بود. احساس مالکیت می‌کرد. به او گفتند که باید اسلحه را تحویل دهی؛ می‌گفت به شرطی اسلحه را تحویل می‌دهم که به من حداقل یک نارنجک بدهید یا این یا آن. دست آخر به او یک نارنجک دادند. یکی گفت: «دلم برای عراقی‌های مادر مرده می‌سوزد که گیر بیفتند.» بهنام خندید.

برای نگهبانی داوطلب شده بود؛ به او گفتند: «به تو اسلحه نمی‌دهیم‌ها» بهنام هم ابرو بالا انداخت و گفت: «ندهید خودم نارنجک دارم.» با همان نارنجک دخل یک جاسوس نفوذی را آورد.

شهر دست عراقی‌ها افتاده بود. در هر خانه چند عراقی پیدا می‌شد که کمین کرده بودند یا داشتند استراحت می‌کردند. خودش را خاکی می‌کرد. موهایش را آشفته می‌کرد و گریه‌کنان می‌گشت خانه‌هایی را که پر از عراقی بود به‌خاطر می‌سپرد. عراقی‌ها هم با یک بچه خاکی نق نقو کاری نداشتند. گاه می‌رفت داخل خانه‌ها پیش عراقی‌ها می‌نشست مثل کرولال‌ها از غفلت عراقی‌ها استفاده می‌کرد و خشاب و فشنگ و کنسرو برمی‌داشت.

 همیشه یک کاغذ و مداد در جیبش داشت که نتیجه شناسایی را یاداشت می‌کرد. پیش فرمانده که می‌رفت اول یک نارنجک سهم خودش از غنایم را برمی‌داشت بعد بقیه را به فرمانده می‌داد.

زیر رگبار گلوله بهنام سر می‌رسید؛ همه عصبانی می‌شدند که تو آخر این‌جا چه‌کار می‌کنی، برو تو سنگر. بهنام کاری با ناراحتی بقیه نداشت؛ کاسه آب را تا کنار لب هر کدام بالا می‌برد تا بچه‌ها گلویی تازه کنند.


نويسنده : dashamajid


خواص دارويي كيوي و مضرات آن

 

خواص دارويي كيوي و مضرات آن



 

 

خواص کیوی

 

 

كيوي سرشار از ويتامينC مي باشد. مقدار پتاسيم آن از نظر وزني تا حدي كمتر از موز است. همچنين داراي ويتامين A'E'كلسيم'آهن و اسيد فوليك مي باشد. يك عدد كيوي متوسط ۴۶ كالري انرژي دارد.

 

 

كيوي داراي مقادير زيادي آنزيم حل كننده پتاسيم به نام پاپايين است كه از نظر تجاري براي نرم كردن گوشت مفيد است اما احتمال دارد براي برخي افراد آلرژي زا باشد. بويژه افرادي كه به آناناس حساسيت دارند مستعد حساسيت به اين ميوه نيز هستند. اين آنزيم با پختن ميوه به سرعت از بين مي رود.

 

 

به اين ترتيب استفاده از كيوي خام در دسرهاي حاوي شير يا هر فراورده لبني ديگر نامناسب است زيرا اين آنزيم در عرض چند دقيقه در حاليكه بوي بسيار بدي توليد مي كند شروع به حل كردن پروتئين شير مي نمايد.

 

 

متأسفانه آنزيمهاي كيوي در معده به وسيله اسيد معده از بين مي رود. اما اسيد معده بعد از خوردن غذاهاي گوشتي و لبني زياد' مقداري خنثي مي شود و آنزيمهاي كيوي مي توانند مدت كوتاهي فعاليت كنند و اين زمان كافي است تا مواد پروتئيني در اثر اين آنزيمها به قطعات كوچكتري تجزيه شوند و اين امر عمل هضم غذاهاي سنگين را در معده و روده آسانتر مي كند.

 

 

كيوي مانند قرص آسپرين موجب رقيق شدن خون شده از ايجاد پلاك در خون جلوگيري مي كند. اين ميوه به دليل خاصيت كاهندگي كه بر سطح تري گليسيريد دارد ' از غلظت خون مي كاهد و از تنگ شدن عروق و بروز انواع سكته ها جلوگيري مي كند.

 

 

جالب است بدانيد كه ويتامين C در كاهش علائم بيماري آسم بسيار موثر است و مطالعات نشان داده كودكاني كه در هفته ۷تا۵ عدد از اين ميوه مصرف مي كنند داراي علائم تنفسي كمتري نسبت به كودكاني هستند كه در هفته فقط ۱ عدد ميل مي كنند.

 

 

كيوي سيستم حفاظتي بدن را تقويت مي كند و از بروز سرطان جلوگيري مي نمايد.

 

كيوي با داشتن ويتامينC و اسيد قهوه ' دو ماده اتساسي ضد سرطان در اختيار مي گذارد.

 

 


كيوي پادزهر سيگار :

 

 

کیوی پادزهر سیگار

 

 

سيگاري ها به ويتامين C بيشتري نياز دارندو زيرا مواد سمي مخصوصاً راديكالهلي آزاد موجود در دود سيگار ويتامينها را از بين مي برد. بنابراين سيگاريها بايد حدود ۴۰% بيشتر ويتامين C مصرف كنند. اين مقدار با خوردن ۲ عدد كيوي كسب مي شود.

 

 

 

كيوي بمبي عليه استرس :

 

 

استرس و كمبود خواب روي بدن انسان اثر مي گذارد. هركس مي خواهد به اين وضع دچار نشود بايد در روز ۴ عدد كيوي بخورد. ۴ عدد كيوي را در طول روز تقسيم كنيد. مثلاً صبح' ظهر' بعدازظهرو عصر. چون بدن انسان نمي تواند ويتامين C را ذخيره كند.

 

 

۶ دليل براي كيوي خوردن وجود دارد:

 

 

خواص کیوی

 

 

۱- ۳ گرم فيبـر دارد كه كلستـرول را كاهش داده از سرطان جلوگيـري مي كند و به كنترل انسولين كمك مي نمايد.

 

 

۲- در مقايسه با يك عدد پرتقال هم اندازه خود ' ويتامين C بيشتري دارد.

 

 

۳- حاوي مقادير قابل توجهي آنتي اكسيدان محلول در چربي است( ويتامينA و E ) كه براي مبارزه با راديكالهاي آزاد مفيد مي باشد.

 

 

۴- حاوي فيتوناتريفت هايي از جمله كاروتنوئيد و فلاوونوئيد است كه تحقيقات نشان داده كه DNA را از آسيبهاي مربوط به اكسيژن محافظت مي كند.

 

 

۵- حدود ۱۰% از پتاسيم پيشنهادي روزانه را داراست ( حدود ۳۰۰ ميلي گرم ) .

 

 

۶- حاوي مقادير زيادي فولات است كه بدن را در مقابل بيماريهاي قلبي ' سرطان و غيره محافظت مي كند و براي شكل گيري هموگلوبين حامل اكسيژن ضروري است.

 


مضرات کیوی :

 

 

كيوي داراي مقدار زيادي اگزالات است كه موجب تشكيل سنگ در كليه و كيسه صفرا مي شود. به همين دليل بار يافراد مستعد سنگ كليه و سنگ صفرا مضر است.

 


بهترين روش نگهداري کیوی :

 

 

بهترین روش نگهداری کیوی

 

 

هنگام خريد اين ميوه آن را در ميان انگشتان خود قرار دهيد و در صورتي كه بر اثر فشار جزئي ' نرمي زير دستان خود احساس كرديد از خريد آن صرفنظر كنيد. اين ميوه را مي توانيد در دماي اتاق نگهداري كرده و به مدت چند روز ذخيره كنيد.

 

 

هرگز اين ميوه را كنار سيب ' گلابي و سيب زميني قرار ندهيد زيرا از اين ميوه ها گازي متصاعد مي شود كه موجب رسيدن بيش از حد اين ميوه مي شود.اما اگر نارس باشد مي توان ان را در كنار ميوه هاي ذكر شده قرار داد تا فرايند رسيدن تسريع شود.هرگز به اندازه ميوه توجه نكنيد و تصور نكنيد ميوه بزرگتر ارزش تغذيه اي بيشتري دارد.

 


طرز تهيه دسر با كيوي:

طرز تهیه دسر کیوی

مواد لازم:

 

كيوي ۳ عدد

 

سيب ۱ عدد

 

نعناع تازه به ميزان دلخواه

 

يخ به ميزان لازم

 

 

كيوي و سيب را خرد كرده و در مخلوط كن به صورت پوره درآوريد. سپس آن را در ظرف يا ليوان مورد نظر ريخته به ان يخ اضافه كرده و با نعناي تازه و تكه هاي سيب و كيوي تزيين و سرو كنيد.

 


نويسنده : dashamajid


می دانید موز چه خاصیتی دارد؟

 

می دانید موز چه خاصیتی دارد؟



 

 

خواص موز

 

 

موز گیاهی است علفی مانند درختچه که برگهای آن بسیار بزرگ و پهن است و گاهی تا 2 متر می رسد . گلهای آن مجتمع و بصورت سنبله است میوه آن ابتدا سبز و بعد از رسیدن برنگ زرد در می آید .

 

 

موز از چهار هزار سال قبل در هندوستان كشت می شده است . در سال 1482 پرتغالیها موز را در سواحل گینه پیدا كردند و به جزائر قناری بردند و سپس بوسیله میسیونر مذهبی اسپانیولی به نواحی حاره آمریكا برده شد و اكنون موز در تمام مناطق گرمسیر دنیا كشت می شود .

 

 

موز را هنگامیكه هنوز سبز است از درخت می چینند و به مناطق مختلف می فرستند و در آنجا بوسیله گرما دادن آنرا می رسانند .

 

 

موز انواع مختلف دارد یك نوع آن بسیار درشت و نوعی از آن هم خیلی ریز است كه مزه شیرینی دارد .

 

 

در كشورهای استوایی معمولا موز را می پزند و همراه با برنج و لوبیا می خورند در كشورهای آمریكای لاتین موز را ورقه ورقه كرده و در آفتاب خشك می كنند.

 

 

هنگامیكه موز انتخاب می كنید باید پوست آن زرد و سفت و روی آن لكه های سیاه وجود داشته باشد و این نشانه موز رسیده است . موز نارس بدلیل داشتن نشاسته زیاد هضمش سنگین است .

 


تركیبات شیمیایی موز :

 

 

قندی كه در موز وجود دارد بسرعت قابل جذب است.

 

 

در صد گرم موز مواد زیر موجود است :

 


انرژی 100 كالری

 

آب 70 گرم

 

پروتئین 8 گرم

 

ترکیبات شیمیایی موز

چربی 2 گرم

 

قند 6/5 گرم

 

كلسیم 8 میلی گرم

 

فسفر 25 میلی گرم

 

آهن 7 میلی گرم

 

سدیم 1 میلی گرم

 

پتاسیم 370 میلی گرم

 

ویتامین A صدونود واحد

 

ویتامینB1 پنج میلی گرم

 

ویتامین B2 شش میلی گرم

 

ویتامینB3 هفت میلی گرم

 

ویتامین C ده میلی گرم

 

 

در موز چند ماده شیمیایی بسیار مهم مانند سروتونین ، نوروپی تفرین ، دوپامین و كاته کولامین وجود دارد .

 


خواص داروئی موز :

 

 

خواص داروئی موز

 

 

موز از نظر طب قدیم ایران معتدل است و خون را غلیظ می كند . موز انرژی زیادی دارد و چون نرم هست غذای خوبی برای كودكان و اشخاص مسن محسوب می شود.

 

 

1) بدلیل داشتن پتاسیم زیاد ضد سرطان بوده و غذای خوبی برای ماهیچه ها می باشد.

 

2) موز ملین بوده و همچنین و به عنوان درمان اسهال و اسهال خونی کاربرد دارد.

 

3) موز خونساز است بنابراین اشخاص لاغر و كم خون حتما باید موز بخورند.

 

4) موز تقویت كننده معده و نیروی جنسی است.

 

5) موز درمان زخم معده و روده می باشد.

 

6) گرد موز همچنین داروی خوبی برای پائین آوردن كلسترول است.

 

7) شیره گلهای موز درمان كننده اسهال خونی می باشد.

 

8) جوشانده موز اثر قطع خونریزی دارد.

 

9) ضماد برگ درخت موز برای درمان و سوختگی مفید است.

 

10) موز نفاخ است و زیادخوردن آن خصوصاً در سرد مزاجان تولید گاز معده می كند برای رفع این عارضه باید پس از موز كمی نمك خورد.

 

11) موز تاثیر خوبی در تامین رشد و تعادل سیستم اعصاب دارد.

 

12) برای درمان ضعف بدن موز را با عسل بخورید.

 

13) موز مدر است.

 

14) موز بعلت دارا بودن قند زیاد برای مبتلایان به مرض قند مضر است و نباید در خوردن آن افراط كنند .

 


نويسنده : dashamajid


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران