آمازون،

 

آمازون به این صفحه تغییر مسیر داده شده، برای دیگر کاربردها آمازون (ابهام‌زدایی) را ببینید.

آمازون، نام جنگل بسیار بزرگی در شمال آمریکای جنوبی است. این منطقهٔ جنگلی که رودخانهٔ آمازون نیز از میان آن می‌گذرد بخش‌هایی از کشورهای برزیل، اکوادور، گویان، کلمبیا، ونزوئلا، بولیوی، پرو و سورینام را در برمی‌گیرد. بیشتر بخش جنگل‌های آمازون در خاک برزیل با 61% و پرو با 29% مساحت کلی جای دارد. جنگل آمازون نامزد قرار گرفتن در فهرست عجایب هفتگانه جدید است.[۱]

محتویات

آب و هوا

جنگل‌های بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد است. متوسط درجهٔ حرارت، در مرکز آمازون، در حدود ۳۰ درجهٔ سانتیگراد (۸۶ درجه فارنهایت) غربی‌ترین بخش این منطقه، در حدود ۲۵ درجهٔ سانتیگراد (۷۶ درجه فارنهایت) است. تقریباًَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می‌بارد.

زیست بوم

تهدید آمازون

طرفداران محیط زیست رفع ممنوعیت فروش محصولات اصلاح ژنتیکی شده در برزیل را تهدید جدی برای جنگل‌های بارانی آمازون می‌دانند. در قانون جدید، عرضه و کشت محصولات اصلاح ژنتیکی شده به ویژه سویا برای صادرات تأیید شده‌است. شرکت‌های زیست‌فناوری و کشاورزان بزرگ برندگان این قانون جدید محسوب می‌شوند. هرچند این اقدام و همچنین قانونی شدن تحقیقات بر روی سلول‌های بنیادی جنین انسان از دید مردم برزیل حرکتی به سوی برزیل نوین است؛ اما طرفداران محیط زیست می‌گویند جنگل‌های بارانی و کشاورزان کوچک بازنده ماجرا هستند. طرفداران محیط زیست نگران هستند محصولات اصلاح ژنتیکی شده، گونه‌های بومی را نابود کند، در زنجیرهٔ غذایی اختلال به وجود آورد و امکان ورود این محصولات به مناطق جدید مانند جنگل‌های پاکسازی‌شده آمازون را فراهم سازد. تخریب بزرگ‌ترین جنگل بارانی جهان طی دو سال گذشته برای دومین بار به بالاترین حد خود رسید. سال گذشته بخشی از جنگل آمازون به وسعت ۲۳ هزار کیلومتر مربع نابود شد. طرفداران محیط زیست می‌گویند دامداران و چوب‌برها درختان جنگل‌های بارانی و علفزارهای استوایی را نابود می‌کنند و کشاورزان زمین‌های خالی‌شده از درخت را به کشتزار تبدیل می‌کنند.

از طرفی آزادراهی که در آمریکای جنوبی کشیده می شود و از جنگل های آمازون عبور می کند، نیز در تخریب این جنگل ها نقش مهمی دارد.


نويسنده : dashamajid


تحقیق درباره ی جنگل های آمازون

 

جنگل های آمازون

آمازون، نام جنگل بسیار بزرگی در شمال آمریکای جنوبی است. این منطقه جنگلی که رودخانه آمازون نیز از میان آن می‌گذرد بخش‌هایی از کشورهای برزیل, اکوادور, گویان, کلمبیا, ونزوئلا, بولیوی, پرو و سورینام را در برمی‌گیرد. بیشتر بخش جنگل های آمازون در خاک برزیل با 60% و پرو با 13% مساحت کلی جای دارد. جنگل آمازون نامزد قرار گرفتن در فهرست عجایب هفتگانه جدید است.

آب و هوا

جنگل‌های بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می‌باشند. متوسط درجه حرارت، در مرکز آمازون، در حدود ۳۰ درجه سانتیگراد (۸۶ درجه فارنهایت) غربی‌ترین بخش این منطقه، در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد (۷۶ درجه فارنهایت) می‌باشد. تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می‌بارد.

تهدید آمازون

طرفداران محیط زیست رفع ممنوعیت فروش محصولات اصلاح ژنتیکی شده در برزیل را تهدید جدی برای جنگل های بارانی آمازون می دانند. در قانون جدید، عرضه و کشت محصولات اصلاح ژنتیکی شده به ویژه سویا برای صادرات تایید شده است. شرکت های بیوتکنولوژی و کشاورزان بزرگ برندگان این قانون جدید محسوب می شوند. هرچند این اقدام و همچنین قانونی شدن تحقیقات بر روی سلول های بنیادی جنین انسان از دید مردم برزیل حرکتی به سوی برزیل نوین است، اما طرفداران محیط زیست می گویند جنگل های بارانی و کشاورزان کوچک بازنده ماجرا هستند. طرفداران محیط زیست نگران هستند محصولات اصلاح ژنتیکی شده، گونه های بومی را نابود کند، در زنجیره غذایی اختلال به وجود آورد و امکان ورود این محصولات به مناطق جدید مانند جنگل های پاکسازی شده آمازون را فراهم سازد. تخریب بزرگ‌ترین جنگل بارانی جهان طی دو سال گذشته برای دومین بار به بالاترین حد خود رسید. سال گذشته بخشی از جنگل آمازون به وسعت ۲۳ هزار کیلومتر مربع نابود شد. طرفداران محیط زیست می گویند دامداران و چوب برها درختان جنگل های بارانی و علفزارهای استوایی را نابود می کنند و کشاورزان زمین های خالی شده از درخت را به کشتزار تبدیل می کنند.

رودخانه آمازون

آمازون بزرگ‌ترین رودخانه جهان است که انشعابات زیادی دارد که بخشی از آن به دریا ریخته و نیز حدودا" دو درصد از آب شیرین این رودخانه به اقیانوسها میریزد. بستر این رودخانه بسیار عریض و طویل است و از نظر درازا یکی از طولانی‌ترین رودخانه‌ها ی جهان است که بین 6.2 و 6.7 هزار کیلومتر درازا دارد.

در طول سده گذشته رودخانه‌های آمازون و نیل برای اثبات طویلترین بودن همواره با یکدیگر در رقابت بوده اند. طول واقعی این رودخانه‌ها همواره در معرض تغییر و تحول بوده و هرگز متخصصان نتوانسته‌اند مقدار واقعی آن را اندازه گیری کنند. آمارها نشان داده که رود نیل در افریقا به شکل متغیر بین 5.4 تا 6.7 هزار کیلومتر درازا دارد. اما جدا از این مساله در خصوص مقدار آب موجود، هیچ شکی نیست که آمازون پر آب تر است.

در فصل خشکی و کم آبی پهنای رود آمازون به حدود 11.6 کیلومتر میرسد. این منطقه از آمریکا ی جنوبی توسط بستر اصلی رودخانه و البته انشعابات فرعی آن که گاها" به سه برابر خود رودخانه میرسد محاصره می‌شود.

 در کناره‌های رود آمازون به طور متوسط در فصل کم آبی زمینها به مسافت 111,000 کیلومتر از آب پوشیده می‌شود و در فصول بارانی حوزه رودخانه حتی تا 350,000 کیلومتر هم میرسد. زمانی که رود آمازون طغیان می‌کند و انشعابات آن هم پر آب و طغیانی می‌شوند، ممکن است عرض آن در مدخل رودخانه به 325 کلیومتر و در سایر نقاط به 40 کیلومتر نیز برسد. دهانه رود یعنی جایی که با دریا ارتباط دارد بسیار پهن و البته عمیق است، به طوریکه کشتیهای بزرگ  به راحتی می‌توانند در آن رفت و آمد کنند.

طبیعت بکر آمازون تنها بزرگ‌ترین رودخانه جهان نیست بلکه خانه حیات وحش و طبیعت دست نخورده دنیاست. آیا تا به حال یک گربه ماهی دیده اید؟ آنها به راحتی در آبهای گرم و نسبتا" راکد دریاچه‌ها پیدا می‌شوند و البته برخی از مردم آنها را به عنوان حیوانات خانگی در آکواریوم هایشان نگاه میدارند. گربه ماهی‌ها واقعا" بد قیافه هستند و به شکل عجیبی کریه‌اند و با سر پهن و تختی که دارند و موهایی که اطراف سر و دهانشان روییده، شبیه ماهی هستند.این گربه ماهیها در آمریکا بسیار آشنا هستند و مردم آنها را به خوبی تشخیص می‌دهند. اما گربه ماهیهایی که در بزرگ‌ترین رودخانه جهان زندگی می‌کنند به علت زندگی در طبیعت بکر از حد نرمال و طبیعی خود بسیار بزرگ‌تر و تنومندتر هستند و گاها" وزن آنها به 90 کیلوگرم هم میرسد.بزرگ‌ترین ماهی‌های آب شیرین در جهان در آبهای رود آمازون زندگی می‌کنند. آراپیما  که  بزرگ‌ترین و مشهورترین ماهی آب شیرین در جهان است که در حدود 4 متر طول و 200 کیلوگرم وزن دارد.

از سوی دیگر آمازون خانه و پناهگاه مخلوقات عجیب دیگری مثل: آناکوندا  نوعی مار یا افعی بسیار بزرگ متعلق به آمریکای جنوبی یا( پیرانها ) یکی از وحشی‌ترین حیوانات دنیا و ... نیز هست.

تولد رودخانه

اما واقعا" آمازون چطور این چنین بزرگ و طویل شد؟ اولین دلیل آن موقعیت جغرافیایی آن و جایی که قرار گرفته است است. در منطقه استوایی و در حقیقت روی کمربند استوا و گرمترین جای کره زمین. در این منطقه چیزی حدود 1016 سانتی متر در سال باران میبارد یعنی بطور متوسظ 3 سانتی متر باران در روز. با این تفاسیر

 می‌توان بسادگی متوجه شد که کشورهای نواحی جنوبی آمریکا به مثابه یک زیر گلدانی همیشه در معرض خطرات ناشی از طغیان آمازون و بارندگیهای شدید فصلی هستند.

هنگامی که باران میبارد و آب رود بالا می‌آید مناطق و زمینهای پست، مزارع و شالیزارها همگی زیر آب میروند. حجم خالص آب باران در جنگلهای آمازون به علت قرارگرفتن در سراشیبی با هم جمع شده و همگی در یک شبه جلگه به رودخانه آمازون میریزند.

آب و هوای جنگلهای بارانی آمازون

جنلگهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می باشند . متوسط درجه حرارت ، در مرکز آمازون ، در حدود 30 درجه سانتیگراد (86 درجه فارنهایت) غربی ترین بخش این منطقه ، در حدود 25 درجه سانتیگراد (76 درجه فارنهایت) می باشد . تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می بارد.

آخرين اخبار و اطلاعات در مورد جنگلهاي آمازون

یافته های اخیر محققان آمریكایی و برزیلی حاكی از آن است كه عمر درختان جنگل های آمازون كه پیش از این ۳۰۰ سال بر آورد می شد به ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ سال می رسد.به نقل از پایگاه اینترنتی ساینس محققان برزیلی به همراهی محققان آمریكایی با روش رادیوكربن عمر درختان سالخورده در جنگل های آمازون را یكبار دیگر مورد تخمین قرار دادند.یافته های این تحقیق حاكی از آن است كه عمر این درختان بسیار بیشتر از ۳۰۰ سالی است كه قبلا برآورد شده بود و حداقل به ۷۵۰ سال و حداكثر ۱۰۰۰ سال می رسد.در این تحقیق كه ایروین سوسان محقق برجسته آمریكایی نیز حضور داشت مشخص شد كه در عمق جنگل های آمازون درختان بسیار كندتر از حالت طبیعی رشد می كنند.كرومبور یكی از اعضای این تیم تحقیقاتی در این باره می گوید: تخمین عمر درختان جنگل های آمازون كار ساده ای نیست یكی به این دلیل كه این درختان همانند دیگر درختها دارای حلقه های سالانه ای كه عمر درخت را نشان می دهد نیستند.شایان ذكر است كه تخمین عمر این درختان و نحوه رشد آنها برای محققان از آن رو با ارزش است كه در تحقیقات در مورد شیوه مقابله با آلودگی هوا و جذب آلودگی ها توسط درختان اثری جدی دارد.

 


نويسنده : dashamajid


تصاویر شگفتی های جهان را ببینید - آکا

تصاویر شگفتی های جهان را ببینید - آکا

 

 

 

در این گزارش قرار است شما را با بخشی از عجیب ترین شگفتی های جهان آشنا کنیم.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا

تصاویر,شگفتی,جهان,ببینید,اجراجویی های بزرگ,جمع,منطقه,مجارستان,هزار,مراسم,کند,عجیب,دره,پرندگان,عرب,سنگی,امروزه,امروزه,کند

1.کنیا – مهاجرت پرندگانکوچ پرندگان در مسیر هرساله خود در دره و رودخانه کنیا متوقف می شود. این مکان یک تالار بدون قفس پرندگان است که بیش از 13 نوع پرنده بومی در آنجا تجمع می کنند. حدود 4 میلیون فلامینگو کوچک در میان لانه پلیکان های سفید، پرنده نوک قاشقی، مرغابی های شانه به سر و لک لک ها جمع می شوند. بیش از یکصد نوع از پرنده های مهاجر، این منطقه را به محل زندگی خود در طول ماه های نوامبر تا مارس تبدیل می کنند. در این فصل می توانید در این منطقه صدها نوع پرنده را یک جا مشاهده کنید. برای این منظور باید از شمال نایروبی با اتومبیل حدود دو ساعت به سمت دره رانندگی کنید. زمین خیس و لرزنده این منطقه در کنار چشمه های آب گرم جشنواره زیبایی از جلبک های سبز را برای پرنده ها مهیا می کنند. گورخر، کرگدن های سیاه، چیتا، شیر و زرافه نیز دیگر حیواناتی هستند که در این منطقه زندگی می کنند.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
2.ایتالیا و سوئیس: خط آهن استاربرای ماجراجویی های بزرگ قرن 19 میلادی می توان گفت آلپ سوئیس بسیار مناسب است. این کوه ها، قله های رویایی، دره های پر پیچ و خم و مناظر چشمگیر و پوشیده از درختان سبز دارد. تنها مشکل این زیبایی طبیعی، دسترسی به آن است. خط آهن آلبولا و برنینا با 196 پل پایه فلزی و 55 تونل  قبلا به این مکان غیر قابل دسترسی می رسید و راهِ رفتن به این منطقه دورافتاده را باز کرده بود. امروزه نیز راه آهن باریک و قطار قرمز، دسترسی سریع تری از مکان های دیگر همچون تیرانو ایتالیا  برای مسافران مهیا می کند. عبور از دل این کوه و دره های آن منظره فوق العاده ای دارد که توصیه می شود حتما از پنجره قطار شاهد آن باشید زیرا تماشای چنین طبیعتی همیشه ممکن نیست.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
3.مجارستان: خونخواه های نقاب داردر دوران ایام مقدس مسیحی ها (از یازدهم‌ نوامبر تا کریسمس‌) در روستای Mohács در مجارستان جنوبی مراسم عجیبی برپا می شود: در این روزها busók ها می آیند. هیچ کس نمی تواند از دست آنها فرار کند. آنها از رودخانه دانوب با قایق پارویی می آیند و پوستین های پشمالوی حیوانات را به تن، ماسک های چوبی به چهره، شاخ گوسفند به سر و چوب هایی به دست دارند. حدود 500 مرد و گاهی زن در همه جای روستا می چرخند و با قلاده های حیوانات سر و صدا ایجاد می کنند. در این بالماسکه شش روزه، نمایشگاه صنایع دستی و آواز نیز برپاست.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
4.بلیز (آمریکای مرکزی): زندگی روی آبسد آبسنگی بزرگ بلیز با مساحت 237962 هکتار در مقام دومین سد آبسنگی بزرگ دنیا پس از استرالیا است. این سد در واقع زیستگاه جزیره های کوچک چندلی، تالاب های ساحلی و صخره های مرجانی و مملو از پرنده های دریایی است. این منطقه حدود 500 نوع ماهی، گاو دریایی و کروکودیل های دریایی آمریکایی دارد. همچنی شامل گودال های کبالت نیز هست که به آن چاله بزرگ آبی می گویند. در سال 1970 میلادی، «جکوئیز کاستیو» با کشتی خود به این سد رسید و آن را به عنوان عجیب ترین و مرموزترین جزیره دنیا معرفی کرد. او اعلام کرد تغییرات زمین شناختی که در 150 هزار سال پیش آغاز شده بودند باعث به وجود آمدن غار عمیق 126 متری با استالاکتیک های بزرگ و غوطه ور در آب در نتیجه بالا آمدن سطح دریا شده است.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
5.برزیل: شهری از آیندهدر لابی قصر ایتاماراتی در برازیلیا، پلکان مارپیچ فوق العاده زیبایی از وسط زمین سر برآورده است. این سازه نشان دهنده حمایت از مدرنیسم در برزیل است. این شگفتی وابسته به برزیل برای اجرای پیمان مشروطه سال 1891 میلادی، فدرال با تاکید بر ناصاف بودن و داشتن شکل تاریخی ساخته شده است و برخی آن را به پرنده ای در حال پرواز تشبیه می کند. معمار این سازه زیبا، «اسکار نیمیر» است. این پلکان به طرز زیبایی هیچ پایه ای ندارد و گویا در هوا معلق است.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
6.اسپانیا: برج های انسانیبرگزاری مراسم تشریفاتی castell که از سنت های قرن 18 میلادی است امروزه به رقابتی تبدیل شده که نمایش دهنده توانایی و قدرت است. برج های انسانی که در فرهنگ کاتالانی ساخته می شوند در عرض یک دقیقه بالا می رود. همیشه یک انسان جوان که بیشتر یک کودک است در بالای این برج انسانی می ایستد و پیش از هم پاشیدن برج به جمعیت حاضر سلام می کند. بهترین «انکسانتاس»ها کودکان سبک وزن هستند که بدون دردسر از این برج انسانی بالا و پایین می روند.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
7.ویرجینا: سرزمین رنسانستوماس جفرسون نویسنده اعلامیه استقلال آمریکا و از بنیانگذاران ایالات متحده است. او برای زندگی به منطقه ای به نام مانتیسلو در ویرجینیا رفت و خانه ای را با طراحی خودش در آن جا بنا نهاد. جفرسون برای طراحی این بنا از آندریا پالادیو - معمار ونیزی قرن شانزدهم - الگوبرداری کرده است. خانه او در حال حاضر جزو میراث جهانی یونسکو است. این ساختمان در سال 1809 میلادی تکمیل شده است و برای نخستین بار طراحی پنجره های رو به آسمان، پنجره های مدور و اتاق های گنبدی را وارد معماری آمریکا کرد.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
8.مالی: گل و لای، اشک و عرق ریختنمسجد بزرگ دِجِنه در جلگه سیل گیر رودخانه بانی، بزرگ ترین ساختمان گِلی جهان است. این مسجد در مالی در جنوب غربی تیمبوکتو قرار دارد. این مسجد خشت و گلی با مناره های خود در قرون وسطی برای کاروان های شترسوار در صحرا همچون یک سراب بوده است. امروزه این مسجد با قدمت حدود یک قرن، شامل اتاق هایی برای نمازگزاران و راهروهای پی در پیچ است که به سبک معماری قرن 13 میلادی ساخته شده اند.  هر ساله افراد بسیار مذهبی در طی مراسم محلی، لایه جدیدی از گِل را به دیوارهای ساختمان اضافه می کنند. البته باران بخشی از زحمت آن ها را می شوید و این سطوح نرم را به جاذبه های موقت تبدیل می کند اما آنها تلاش خود را می کنند.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
9.چین: دنیای آبدر فرهنگ چینی، ‏نیروى مونث‌ و منفى‌ و کنش‌پذیر کائنات‌ که‌ با g‏n‏a‏y‏ جفت‌ مى‌شود در پنجمین روز از پنجمین ماه قمری بسیار اهمیت دارد. در این روز آنها طی مراسمی، همه بدشانسی ها و بیماری ها را دور می ریزند. این کار را نیز با آویزان کردن گیاهان در خانه یا فستیوال قایق های اژدها انجام می دهند. قایق مسابقه به اژدها (فرمانروای افسانه ای آب ها) ادای احترام می کند. این مراسم در چین، مالزی، شمال آمریکا و ژاپن انجام می شود. قایق های پر نقش و نگار که با سرهای اژدها مزین شده اند حدود 50 پدال زننده سراسیمه دارد.
شگفتی های جهان را از نزدیک لمس کنید - آکا
10.اردن: پلکانی از ماسهماسه سنگ های اردن جنوبی و گرانیت منطقه حفاظت شده «وادی رام» را «دره ماه» می نامند. نام دیگر این منطقه، «باغ صخره ای خدایان» است. غروب قرمز رنگ خورشید روی صخره های این منطقه می سوزد و به صورت اریب روی دیواره ها حرکت می کند. در طول 12 هزار سال پیش، مردمان بسیاری از عرب های پیش از اسلام گرفته تا ناباتائینز و عرب های بادیه نشین امروز تلاش می کنند تا شگفتی های این منطقه را بازگو کنند. نتیجه آن نیز 40 هزار حکاکی روی سنگ و سنگ نوشت های باقی مانده از آنها است. بازدیدکنده های این منطقه در میان صخره هایی با ماسه های قرمز و سنگلاخی عبور می کنند که به زبان عربی به آنها «جبل»گفته می شود.bartarinha.ir

گردآوری جهان شناسی و گردشگری آکا
برچسب ها:

شگفتی

.

جهان

.

ببینید

.

اجراجویی های بزرگ

.

جمع

.

منطقه

.

مجارستان

.

هزار

.

مراسم

.

کند

.

عجیب

.

دره

.

پرندگان

.

عرب

.

سنگی

.

امروزه

.

امروزه

.

کند

.


نويسنده : dashamajid


دریاچه ارومیه

نقشه دریاچه ارومیه (در نقشه با نام اورمیه) در استان آذربایجان در دوره خلفای عباسی

 
نقشه دریاچه ارومیه در نقشه ایران در دوره افشاریه.
نام دریاچه در نقشه، دریاچه شاهی ذکر شده‌است.

دریاچه اُرومیه با نام سابق دریاچه رضاییه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است.[۱] آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، تلخه رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

حوضهٔ آبریز

حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است[۲] که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد.

این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، بناب، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب انزلی، از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران به‌شمار می‌رود.

پوشش جانوری

نوشتار اصلی:

آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس‌ها است. به این دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از سخت‌پوستان (آرتمیادیاتوم‌ها و فیتوپلانکتون‌ها در آن زندگی نمی‌کنند[۳] و آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند. شنا کنندگان نیز می‌توانند بر روی آب آن شناور بمانند.[۴]

۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده‌اند.[۵] دریاچهٔ ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره است که همهٔ آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوختهٔ طبیعی جهان به ثبت رسیده‌اند.

جزیرهٔ اِشک، زیستگاه پرندگان زیبای کوچک، از جمله و تنجه و همچنین تعدادی گوزن زرد ایرانی و گوسفند وحشی (قوچ و میش) به آن انتقال داده شده‌اند.

برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند و نوح، یا قایق‌های گوناگون در بهره گرفت.

وجه تسمیه

این دریاچه را در زبان سریانی ارمیا، در ارمنی اُرمی، در عربی ارمیه، در فارسی و ترکی عهد عثمانی ارومیه URMU GÖLÜ نوشته‌اند.

نام مذکور ایرانی به نظر نمی‌رسد. مؤلفان دربارة نام این دریاچه به گونه‌های مختلف داوری کرده‌اند:

پورداود نام اورمیه را ترکیبی از دو واژة آرامی «اور» به معنای شهر و «میاه» به معنای آب نوشته‌است. در هزوارش پهلوی، نوشتة آرامی «میاه» آب خوانده می‌شود، ولی در شهر نامیدن «اور» جای تردید است. «اور» در زبان عبری به معنای نور آمده‌است...

مینورسکی با تکیه به متنی سریانی که در آن اسم مکانی به نام ارمیت در کنار دریاچه مزبور آمده‌است، نام اورمیه را «ارمیه» (ارمیا) و به‌ظاهر سریانی خوانده‌است.

این‌نام در متون اسلامی به صورت اُرمیه و اُرمی آمده‌است. مردم محلی دریاچة مزبور را اورمی می‌نامند.

برخی مؤلفان ترک این دریاچه را ارومیه یا رومیه نوشته، و چنین پنداشته‌اند که منسوب به روم شرقی است.

این نظر در همة موارد قاطع نیست، زیرا در نوشته‌های برخی مؤلفان معاصر ترک نیز نام دریاچه به صورت اورمیه آمده‌است (در متون کهن ایرانی نام این دریاچه به صورت چیچست با یاء مجهول آمده‌است) واژه اوستایی چیچست به معنای درخشنده و شفاف است گمان می‌رود شوری و ذرات نمک فراوان موجب درخشندگی آن شده باشد. مؤلفان عهد اسلامی اغلب از شوری آب این دریاچه یاد کرده‌اند.[۶]

در شاهنامه فردوسی و در نسخه‌ای از نزهة القلوب نام چیچست به صورت خنجست آمده‌است (بارتولد، که آن را تصحیف همین اسم دانسته‌اند). از دیگر نامهای کهن این دریاچه، کبودان است.

استرابن که در حدود سده ۱م می‌زیسته، این دریاچه را کپوتا نوشته‌است. پورداود معتقد است نام دو هزار ساله کپوتا باید از واژه کپوت (کبود) در زبان پارسی باستان باشد. در منابع اسلامی نیز این نام به صورت دریای کبوذان و کبودان آمده‌است.[۷]

دریاچه اورمیه را درنوشته‌ها به نام جزیره‌های درون آن نیز خوانده‌اند. یکی از این جزیره‌ها کبودان است. شاید نام جزیره از نام دریاچه و یا به عکس گرفته شده باشد.

پورداود نام جزیره را برگرفته از نام دریاچه دانسته‌است.

بطلمیوس نام دریاچه را مارگیانه (مانتیانه، به احتمال مراغه) نوشته‌است.

هرودت از قومی با نام ماتینوی یاد کرده که به نام مانتیانه نزدیک است مینورسکی نام مانتیانه را با نام مانّاها که در حوالی این دریاچه می‌زیسته‌اند، نزدیک دانسته‌است ابوالفدا دریاچه مزبور را «بحیرة تلا» ضبط کرده، دژی را نیز بر کوهی در این دریاچه به همان نام نامیده، و مدعی شده‌است که هلاکو اموال خود را در آن دژ نهاده بود.

طبری از دژ نام برده، و نوشته‌است که محمد بن بعیث در ۲۲۰ق به دژی در میان این دریاچه که شاهی نامیده می‌شد، رفت.

پورداود می‌نویسد که این دریاچه را گاه به نام یکی از جزیره‌های بزرگ کوهستانی آن که «شاهی» نام دارد، دریاچة شاهی خوانند.

حمدالله مستوفی آن را به نامهای بحیرة چیچست، دریای شورِ طسوج (طروج) نامیده‌است.

این دریاچه را اصطخری «بحیرة الشراة» نیز نامیده که به معنای دریاچة خوارج است. این نام به احتمال از آنجا ناشی شده که به نوشتة یاقوت در کوه جزیرة وسط دریاچه، دژی استوار وجود داشته که ساکنانش بر والیان آذربایجان عاصی بوده‌اند. محتمل است این همان جزیرة شاهی یا شاهو باشد که طبری (همانجا) از آن یاد کرده، و رشیدالدین آن را «شاهوتله» نوشته‌است[۸]

تاریخچه

 
قسمتی از نقشه ایران و توران در دوره قاجاریه، دریاچه ارومیه در سمت چپ نقشه مشهود است.

نام کهن این دریاچه چیچَست بوده‌است. این واژه، واژه‌ای است از زبان اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده‌است.

دریاچهٔ چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصهٔ بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانهٔ این دریاچه بوده‌است.

دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول‌آسا و سهمگین آن را می‌گشاید و از چنگ دیوان به در می‌آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از اسطوره‌های دیگر.

در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام رضائیه داده شد.

دریاچهٔ ارومیه یکی از زیستگاه‌های طبیعی مهم در منطقهٔ آذربایجان که در عین حال برای ورزش‌های آبی همانند شنا، قایقرانی و اسکی روی آب نیز بسیار مناسب می‌باشد، در آستانهٔ خشک شدن است. این دریاچه که با سواحل زیبا و آب‌شور خود گردشگران بسیاری را در فصول مختلف و علی‌الخصوص در تابستان به‌سوی خود جلب می‌نماید، از نظر داشتن موادّ معدنی گوناگون، دارای یکی از کمیاب‌ترین منابع طبیعی بوده و امروزه با تهدیدی بسیار جدی روبروست.

 
سیر عقب نشینی ساحل دریاچه بین سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۹۰ و ۱۳۹۳ (مشاهده به صورت فیلم)

نام دریاچه در نقشه ایران در دوره افشاریه، دریاچه شاهی (L. of Shahi) ذکر شده‌است.[۹]

پارک ملی دریاچه ارومیه

پارک ملی دریاچه ارومیه با وسعت ۴۶۲۶۰۰ هکتار همچنین یکی از ۹ ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.[۱۰]

خشکیدن دریاچه

 
سطح دریاچه ارومیه قبل و بعد از خشک شدن

این دریاچه در خطر خشک شدن کامل قراردارد و طی ۱۳ سال گذشته ۶ متر کاهش سطح داشته‌است. اختصاص ۹۰٪ منابع آبی منطقه به بخش کشاورزی، تبخیر زیاد در پی گرم شدن هوا و برداشت غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی در پی حفر چاه از دلایل خشک شدن این دریاچه می‌باشند. کارشناسان ابراز داشته‌اند در صورت خشک شدن این دریاچه هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری با بادهای نمکی خواهد شد و زیست محیط منطقه را تغییر خواهد داد.[۱۱][۱۲] ولی هنوز اقدام جدی برای نجات دریاچه صورت نگرفته[۱۳] در اعتراض به خشک شدن دریاچه در فروردین سال ۱۳۹۰ اعتراضی صورت گرفت.[۱۴]

یکی از طرح‌هایی که برای نجات دریاچه ارومیه مطرح شده انتقال آب از نقاط دیگر به ویژه رود ارس است. به گفتهٔ نماینده ارومیه در مجلس نادر قاضی‌پور، تنها راه نجات دریاچه ارومیه آبهای رود ارس و شهرستان پیرانشهر است. اما این ایده با مخالفت‌هایی روبروست. روزنامه اقتصاد پویا در سرمقاله‌ای مقصر خشکیدن دریاچه ارومیه را مردم و نمایندگانی می‌داند که برای تأمین نیازهای کشاورزی و خانگی آذربایجان بارها خواستار انتقال آب رودخانه‌هایی که به دریاچه ارومیه می‌ریزند به نقاط دیگر شده‌اند و از حکومت درخواست داشتند تا آب این رودخانه‌ها برای تأمین نیاز باغ‌های مراغه و دیگر شهرهای استان استفاده شود و یا با فشار بسیار بر مسئولین طرح میان‌گذر دریاچه ارومیه را اجرایی کردند. بر اساس این نظریه برای نجات دریاچه ارومیه به جای خشکاندن ارس و از بین بردن زمین‌های بارور نقاط دیگر باید از مصرف آب کاسته و به وزارت نیرو اجازه داده شود تا آب رودخانه‌هایی را که به طور طبیعی به این دریاچه می‌ریخته‌اند دوباره به سوی آن رها کند.[۱۵]

در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی با دو فوریّت طرح انتقال آب به دریاچه ارومیه موافقت نکرد[۱۶] و این امر به احتمال زیاد به بحرانی‌تر شدن اوضاع دریاچه دامن خواهد زد، علاوه بر این پیش بینی می‌شود در صورت خشک شدن احتمالی دریاچه شاهد بارش باران نمک در بسیاری از استان‌های همجوار باشیم و در ادامه این امر منجر به آواره شدن ۱۳ میلیون نفر خواهد شد[۱۷]

پرویز کردوانی جغرافیدان ایرانی که «پدر کویرشناسی ایران» لقب گرفته‌است درباره خشک شدن این دریاچه می‌گوید «همین که می‌گویند اگر این دریاچه خشک بشود، علاوه بر کشاورزی، روستاها و شهرها هم از بین می‌روند. و یا این که از بس کشاورزی را توسعه داده‌اند، دریاچه خشک شده است، غلط است. گویا که آب از دریاچه برداشته‌اند و زراعت را گسترش داده‌اند.» وی از مخالفان احیای دریاچه ارومیه است و معتقد است دریاچه ارومیه بیمار است و مداوا نمی‌شود بایستی از آن دل کند و به جایش پارک انرژی، گیاهی، حیوانی درست کنیم. وی وجود چاه‌های بسیار زیاد در پیرامون دریاچه را یکی از علل کم شدن آب دریاچه بر می‌شمرد. وی بر این عقیده است که در اطراف دریاچه ارومیه فقط ۴ هزار چاه باید وجود داشته باشد نه ۲۴ هزار. وی همچنین می‌گوید «نباید آب به دریاچه ارومیه بدهید. باید گذشت کنید از این دریاچه. اگر آب ببندید، همه جا را خشک می‌کند. هیچ کجای دنیا مشابه دریاچه ارومیه نداریم. اصلاً این دریاچه از نظر اقتصادی به مفت هم نمی‌ارزید. فقط منظره قشنگ داشت. از این آب کسی استفاده نمی‌کرد. از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، بخصوص زیست محیطی و از نظر سیاسی این دریاچه باید خشک شود و تبدیل شود به چیز دیگری. بایستی کاربری مکانی این دریاچه تغییر کند. دو تا از دریاچه‌های آمریکا هم خشک شد، اما تغییر کاربری داد و یکی را کرد مسابقه اتومبیل رانی.»[۱۸]

 
غروب زیبای ساحل دریاچه ارومیه در بندر شرفخانه شهرستان شبستر، استان آذربایجان شرقی ایران (عکس از قاسم حبیبی بی بالانی

تا تیر ماه ۱۳۹۲ بیش از ۷۵ درصد از آب دریاچه ارومیه خشک شده بوده است.[۱۹]

نگارخانه


نويسنده : dashamajid


ذات الریه چیست؟

ذات الریه عفونتی است که منجر به التهاب و پرشدن فضاهای داخل ریه (آلوئول ها) و مجاری هوایی کوچک از مایع می گردد. به دنبال ایجاد عفونت گلبول های سفید به طرف ریه ها حرکت می کنند تا با عفونت مبارزه نمایند.اما این جریان منجر به اختلال عملکرد اصلی ریه که همان دریافت اکسیژن از هوا و انتقال آن به سیستم گردش خون ( و در نتیجه در تمام بدن ) است می گردد.

این نشانگر چگونگی تاثیر عفونت ریوی بر ریه هاست

 

علت بیماری 

کروب های متفاوتی عامل ذات الریه هستند . اگر چه بعضی از این میکروبها شایع و تشخیص آن آسان است اما در مواردی تشخیص عامل بیماری بسیار مشکل می باشد.

 منشا عفونت 

برخی از میکروارگانیسم ها خصوصا ویروسها همراه تنفس وارد ریه می شوند، قرد دچار عفونت ، با عطسه و سرفه میکروارگانیسم ها را وارد هوا می کند . بعضی از میکروبهایی که به طور معمول در حلق افراد زندگی می کنند بی ضرر هستند. در صورتی که شخص به هر علت از جمله به علت ابتلا به ویروس ، ضعیف شده باشد این میکروبها به درون ریه ها راه می یابند.برخی از انواع این بیماری که نایاب تر هستند ممکن است از منشا غیر عادی ایجاد گردند.میکروبهایی که سبب بیماری لژیونر می گردند گاهی اوقات به علت اشکال در سیستم های تهویه از طربق این سیستها و همچنین توسط دوش های آب انتقال می یابند. همچنین عامل بیماری سیتاکوزیس معمولا توسط طوطی به انسان منتقل می شود.

چه کسانی در معرض ابتلا به این بیماری هستند و میزان شیوع آن چقدر  است ؟

هر فردی ممکن است به ذات الریه مبتلا شود حتی اگر جوان و سرحال باشد. با این وجود در کودکان ، سالخوردگان ، افراد سیگاری و اشخاصی که در اثر یک بیماری طولانی مدت ( مخصوصا همراه  اختلال ایمنی )ضعیف شده  باشند شیوع  ذات الریه بیشتر است. از علائم این بیماری معمولا تب ، احساس کسالت و بی اشتهایی می باشد. این بیماری تقریبا دربیشتر مواقع با سرفه ( اغلب به همراه خلط کثیف ) و تنگی نفس‌( با احساس سنگینی در عضلات ققسه سینه ) همراه است. در صورتی که عفونت ،‌پرده پوششی ریه (جنب )‌را درگیر سازد سبب درد در ناحیه قفسه سینه می شود که با تنفس ،‌ این درد افزایش می یابد . این وضیعت را پلورزی یا ذات الجنب می نامند.

 درمان 

بیشترین اثر درمانی را آنتی بیوتیک ها دارند. مصرف زیاد مایعات حائز اهمیت است و گاهی اوقات ممکن است داروهای مسکن مورد نیاز باشد. اکثر بیماران مبتلا به ذات الریه در منزل و به کمک دستورات پزشک معالج، بهبود می یابند. اما در حدود یک ششم از بیماران به قدری بد حال هستند که باید آنها را جهت مراقبت های ویژه به بیمارستان انتقال داد. اگر چه بیشتر بیماران بهبودی کامل می یابند و تبشان نیز به سرعت از بین می رود اما هنوز احساس خستگی و بیحالی در آنها ادامه می یابد . متاسفانه عده  کمی نیز در اثر این بیماری جان خود را از دست می دهند . در حال حاضر تحقیقاتی در جریان است تا روشهای بهتری برای جلوگیری از مرگ و میر ناشی از این بیماری ابداع گردد.

پیشگیری  از آنجائی که افراد سیگاری بیش از همه در معرض خطر ابتلا به این بیماری هستند ،‌ترک سیگار مهمترین عامل پیشگیری از این بیماری می باشد. تزریق واکسن انفلونزا با شروع فصل بیماری (‌ پاییز و زمستان )‌ برای اشخاصی که سابقه طولانی بیماری  ریوی دارند توصیه می شود. در حال حاضر واکسنی برای مقابله با شایع ترین عامل ذات الریه یعنی پنوموکوک موجود می باشد. این واکسن برای بیمارانی که مشکلات قلبی و ریوی دارند نیز توصیه می گردد.


موضوعات مرتبط: شش چیست؟


نويسنده : dashamajid


دانستنی های شگفت انگیز درباره ی بدن انسان


1. بدن انسان آن‌قدر آهن دارد که می تواند یک میخ 7 سانتی متری بسازد.

بدن برای تولید هموگلوبین به آهن نیاز دارد تا بتواند اکسیژن را به ارگان ها و سلول ها برساند. کمبود آهن باعث کم خونی می شود.

2.
 بدن انسان آن‌قدر چربی دارد که می تواند 7 صابون تولید کند.

می دانستید که صابون از چربی ساخته می شود؟

3. 
بدن انسان آنقدر کربن دارد که می تواند 900 مداد تولید کند.


مغز مداد از کربن ساخته می شود. کربن یکی از مهم‌ترین عناصر همه موجودات زنده زمین است. 

4. بدن انسان آن‌قدر فسفر دارد که می تواند 2200 کبریت تولید کند.

سراشتعال زای کبریت از فسفر ساخته شده است. کمبود فسفر در بدن موجب شکنندگی استخوان ها می شود.

5. 
بدن انسان آن‌قدر آب دارد که می تواند 50 لیتر بطری را پر کند.

می دانستید بدن از 55 تا 70 درصد آب تشکیل شده است و تقریبا 80 تا 90 درصد خون را آب تشکیل می دهد.

6- سلول مغز یک انسان می‌تواند ۵ برابر اطلاعاتی که ویکی‌پدیا دارد را در خود نگهداری کند.

7- بدن‌تان به اندازه‌ای گرما در عرض ۳۰ دقیقه تولید می‌کند که با آن می‌شود نیم گالون آب را جوشاند.

8- مغز به همان میزان از انرژی که یک چراغ برق ۱۰ وات استفاده می‌کند، بهره می‌جوید.

9- بیشتر نوزادان با چشمانی آبی به دنیا می‌آیند.

10- تکانه‌های عصبی با سرعت ۲۷۴ کیلومتر بر ساعت به مغز وارد و از آن خارج می‌شوند.

11- عطسه‌ها با سرعت ۱۶۱ کیلومتر بر ساعت حرکت می‌کنند.

12- اسید معده به اندازه کافی قوی هست تا یک تیغ ریش‌تراشی را حل کند.

13- روده باریک بزرگترین عضو درونی بدن است.

14- ناخن انگشت میانی سریع‌تر از ناخن باقی انگشت‌ها رشد می‌کند.


15- نوزادان با ۳۰۰ استخوان متولد می‌شوند. بزرگسالان ۲۰۶ استخوان دارند.


16- شما برای برداشتن یک قدم از ۲۰۰ ماهیچه یاری می‌جویید.


17- پاها می‌توانند در حدود نیم لیتر در طول روز عرق تولید ‌کنند.


18- پوست‌تان هر ۲۷ روز پوست‌اندازی می‌کند.

 

19-آیا میدانید هر فرد بطور متوسط یک سوم عمر خود را در خواب می‌‌گذراند
 
20-محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در این مدت انسان 13 سال حرف می زند، 6 سال غذا می خورد و 23 سال نیز می خوابد.
 
21-در مدت یک روز یا 24 ساعت 1000 لیتر هوا تنفس میکند و قلبش در هر 1 دقیقه 80 تا 100 بار می زند. با این شرایط قلب انسان در طولزندگیش دو میلیارد و 58 میلیون بار بدون وقفه و اغلب بدون کوچکترین مشکلی می زند
 
22-نوزادان تا 8 ماهگی دنیا را سیاه وسفید می بیند.
 
23-انسان تنها موجودی است که راست قامت است و روی دو پا راه می رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر می دارد یعنی 7 میلیون قدم در سال. در 70 سالگی تعداد این قدمها به 500 میلیون می رسد یعنی 500 هزار کیلومتر راه رفته.با این محاسبات می توان نتیجه گرفت که هر فرد در طول زندگیش می تواند 9 بار کره ی زمین را دور بزند و با پای پیاده به کره ی ماه برود با توجه به اینکه فاصله زمین تا ماه 390 هزار کیلومتر است .....

24-انسان به وسیله ی پوشش شگفت انگیزی محافظت میشود این پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 میلیون میکروب روی آن مینشیند و 29 میلیون آن کشته میشود و پس از 2 ساعت از این 30 میلیون فقط 7 هزار تای آن باقی می ماند.

25-در بدن انسان بین 2 تا 4 میلیون نقطه ی درد و جود دارد که حساسیت آن نسبت به موقعیت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگیزی دارد و می تواند گرمای 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتی اگر به تدریج گرم شود در فضای خشک می تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترین میزان برودت که بدن قادر به ایستادگی در برابر آن است 27 درجه زیر صفر است.

26-هنگام صحبت برای بیان هر کلمه هفتاد و دو ماهیچه به کار گرفته می‌شود

27-تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمی‌رفت

28-حس بویایی انسان قادر به دریافت وتشخیص ده هزار بوی متفاوت است

29-حساسترین عضو بدن چشم است که می تواند 10 هزار رنگ را تشخیص دهد.

30-طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است.

31-بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.

32-تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است

33-طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست

34-سریع ترین عضله بدن انسان زبان است

35-شبکه چشم 135 میلیون سلول احساس دارد که مسئولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد.

36-کبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند

37-وزن اسکلت انسان بالغ سیزده تا پانزده کیلوگرم است

38-قلب انسان بطور متوسط 100 هزار بار در سال میتپد.

39-درتمام انسانهای کره زمین 99.9 % شباهت ژنتیکی وجود دارد.

40-انسان می تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند.

41-ناخنهای دست چهار برابر سریعتر از ناخن های پا رشد می کنند.

42-دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید می کند.

43- مغز شما وقتی خواب هستید فعالیتش بیشتر از وقتی است که در حال تماشای تلویزیون هستید.

44- عمر پرزهای چشایی انسان از ۷ تا ۱۰ روز است

45-تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیه چشم است

46-هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند

46-هر چروک ایجاد شده در ابرو نتیجه ۲۰۰۰۰۰ اخم است

47-طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است

48- در یک سانتی متر پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است

49-بدن یک انسان در طول عمرش به طور متوسط ۱۳۰۰ لیتر عرق تولید میکند

50-لایه بیرونی پوست انسان هر۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود

51- محققان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که کلیه انسان ۵۰۰ عملکرد متفاوت دارد

52-در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می کند کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی به اندازه یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند

53- قلب انسان هنگام تپیدن میان دو تپش استراحت میکند این یعنی اگر فرد ۷۰ سال عمر کرده باشد قلبش به اندازه ۴۰ سال استراحت کرده است

54-مغز یک انسان در طول یک روز بیشتر از تمام تلفن های جهان به سلول ها پیام عصبی می فرستد

55-پیشانی انسان مرکز دمای انسان است یعنی اگر شما دمای پیشانیتان را تغییر دهید دمای بدنتان هم به همان انداره تغییر میکند این یکی از دلایلی است که وقتی ما می خواهیم ببینیم که آیا تب داریم یا نه دستمان را روی پیشانی میگذاریم

56-آیا می دانستید که بیشتر انسانها در یک دقیقه 25 مرتبه پلک می زنند و بطور میانگین هر انسان سالانه بیش از 13 میلیون مرتبه پلک می زند

57-آیا می دانستید که شش سمت چپ کوچکتر از شش سمت راست است تا فضایی برای قلب ایجاد شود

58-گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود ادامه می دهند

59-جنین انسان بعد از 17 هفته (4 ماه) می تواند خواب هم ببیند

60-هر انسان میتواند 1 دقیقه نفس خود را حبس کند و رکوردش در جهان 85 دقیقه است


نويسنده : dashamajid


همه چیز درباره ی موی تای

همانگونه که در تاریخ کشورهای مشتق شده از مجموعه کشورهای هند شرقی بررسی گردید، اين کشورها که شامل: تایلند، کامبوج، ویتنام، برمه، میانمار، لائوس و مجموعه مالزی و اندونزی می باشند، در بخش مهمی از تاریخ خود مجموعه واحدی به نام "سیام" یا "سوختای" را تشکیل می دادند و حتی تا قبل از پایان دوران استثمار و رهایی از حالت مستعمراتی در قرون 19 و 20 و با وجود اسامی متمایز از یکدیگر، نمی توان تفکیک قابل قبولی میان این کشورها قایل گردید (برای آگاهی از تاریخچه دقیق آن منطقه به بخش دوم مقاله "بررسی تاریخی و جامعه شناسی رشته های رزمی" مراجعه فرمایید).
به دلیل همین تاریخچه مشترک، ورزشهای رزمی این مناطق نیز از نظر نوع حرکات و فرم اجرا بسیار شبیه یکدیگر بوده و درک تفاوتهای میان این رشته ها تنها با آشنایی کافی و دقیق با هر یک از آنها میسر خواهد بود. در این مقاله قصد ما بر این است تا رشته های مزبور را به تفکیک مورد بررسی قرار داده، تمایزات و شباهتها را برای علاقمندان بیان نماییم.

1- موای تای (muay thai):
این رشته مربوط به کشور تایلند است. رشته ای که تکنیکهای مبارزاتی آن بر اساس درگیری در حالت ایستاده و سرشاخ شدن طراحی شده است (در تمایز با رشته هایی مانند جوجیستو که فنون آن اغلب برای کاربرد در مبارزات روی خاک است). واژه "موای" از لغتی از زبان سانسکریت به نام "ماویا" مشتق شده است که به معنی گلاویز شدن و درگیری است.

موای تای را در دسته رشته های "هشت وجهی" قرار می دهند زیرا در این رشته از ضربات نواحی: مشت، آرنج، زانو و لگد استفاده می شود و چون هر انسان دارای دو پا و دو دست است، نتیجتاً در این رشته دارای هشت بخش مبارزاتی می گردد. (رشته ای مانند بوکس غربی را به همین دلایل دو وجهی می نامند). مبارزین موای تای را در زبان تایلندی " ناک موای" می گویند.
ادعا می شود که این رشته از رشته ای هندی – آفریقایی و بر پایه سلاح بنام "کرابی کرابونگ" مشتق شده است هرچند این ادعا چندان درست نمی نماید ولی به هر حال از تاثیر این رشته بر موای تای نمی توان غافل ماند.

 


تکنیکهای موای تای به دو بخش اصلی تقسیم می شوند. 1- فنون اصلی (ماءِ مای) 2- فنون فرعی (لوک مای) ولی تکنیکهای کاربردی در مبارزات به شکل زیر قابل تفکیک است:

الف): تکنیکهای مشت (چوک): در زمان باستان ضربات مشت در این رشته بسیار محدود بوده و به دو نوع مشت مستقیم کشیده و مشت دایره ای با دست کشیده (نه با دست خم شده مانند ضربات هوک در بوکس غربی) اجرا می شدند ولی بعدها با الهام از بوکس غربی انواع ضربات مشت در این رشته وارد گردید.
ب): تکنیکهای آرنج (سوک): این تکنیکها شامل ضربات افقی، عمودی و مورب است که می تواند به سمت بالا یا پایین وارد شود. ضربات مورب آرنج دارای سرعت بیشتر ولی قدرت کمتری است. این نوع ضربا ت یا بطور مستقل و یا در ترکیب با ضربات دیگر وارد می شود.
ج): تکنیکهای لگد (ته): ضربات لگد در موی تای به اشکال مختلف: مستقیم، چرخشی افقی و چرخشی مورب و همچنین ضربات تراستی (به زیر چانه و دنده ها) اجرا می شود ولی از ضربات به سمت عقب و به سمت کناره ها کمتر استفاده می گردد. خصوصیت ضربات پا در موای تای آنست که بوسیله چرخش تمام بدن (برخلاف ضربات پا در کاراته که فقط بوسیله چرخش ناحیه باسن انجام می شود) وارد شده و بنابراین دارای نیروی تخریبی بسیار است.
د): تکنیکهای زانو (کا او): این نوع ضربات شامل ضربات زانوی عمودی ( گاهی همراه با پرش )، ضربات افقی زانو(ضربات پروازی) و ضربات مستقیم زانو به سمت جلو است.
هـ): سرشاخ شدن (چاپ کو): این بخش از تکنیکها مختص رشته های این خانواده هستند. در مرحله سرشاخ شدن معمولاً از ضربات زانو و آرنج استفاده می گردد. برای مهار حریف کف دو دست بر پشت سر و گردن حریف قرار می گیرد و برای خروج از حالت سرشاخ نیز معمولاً سر و یا سینه حریف را با دو دست به سمت بیرون فشار می دهند.
و): تکنیکهای دفاعی: دفاع در موای تای به شش گروه قابل تقسیم است که شامل: بلوکه کردن، تغییر مسیر ضربه، اجتناب از برخورد با ضربه با تغییر زاویه، فرار تمامی بدن از مسیر حمله حریف، شکستن گارد حریف و بر هم زدن تکنیک حمله او، پیش دستی در اجرای تکنیک در حین اجرای تکنیک توسط حریف.
2- موای لائو (muay lao):
در کشور لائوس رشته کاملاً مشابهی بنام "موای لائو" توسط مبارزین لائوسی استفاده می شود و تنها تفاوت آن با موای تای در نوع پوشش رسمی مبارزین است که مانند رشته های چینی و ژاپنی دارای پوشش کامل و کمربند می باشند.
3- پرادال سری (pradal serey):
این رشته رزمی مربوط به کشورهای کامبوج و ویتنام است. واژه "پرادال" در زبان کامبوجی به معنی مبارزه و واژه "سری" به معنی آزاد است و نتیجتاً معنای لغوی این رشته مبارزه آزادخواهد بود.
تفاوت این رشته با موای تای در عدم توجه با رقص پا و عدم وجود ضربات لگد مستقیم است. بنابراین معمولاً از ضربات لگد چرخشی استفاده شده و به خاطر تکنیکهای چرخشیِ پا بسیار مشهور است. در این رشته به نسبت رشته های هم خانواده از ضربات آرنج سریعتر و قویتری استفاده می گردد و اکثر پیروزیهای حاصل نیز توسط ضربات آرنج بدست می آید.
روشهای مبارزاتی این منطقه هم بر پایه سلاح و هم بدون سلاح انجام می گیرد. در بررسی تاریخچه کامبوج، منشاء این رشته را می توان در قرن نهم میلادی در رشته ای بنام" بوکاتور" یافت که خود از رشته "موای بوران" (در بخش انتهایی مقاله و در بررسی شباهتهای این رشته ها، در مورد این واژه توضیح کافی داده خواهد شد) مشتق شده است.
نیروهای فرانسوی اشغالگرِ کامبوج با تقلید از این رشته و ایجاد تغییراتی در آن که توسط یکی از افسران نیروی دریایی مامور در کشور کامبوج انجام گرفت، رشته مخصوص کشور خود بنام "ساواته" را پایه ریزی نمودند.
4- توموی { توموا} (tomoi):
این رشته رزمی مشابه با دیگر رشته های رزمی این مناطق، در کشور مالزی پدید آمد. مبارزان این رشته را "پتومای" می نامند. گفته شده است. این رشته توسط امپراطوری "فونان" از رشته های رزمی مناطق کامبوج و ویتنام (پرادال سری) اقتباس شده است.تکنیکهای این رشته نیز مشابه رشته های هم خانواده آن شامل:
الف): تکنیکهای لگد (تن دانگ) ب): تکنیکهای مشت (توم باک) ج): تکنیکهای زانو (لوتات) د): تکنیکهای آرنج (توجاه) می باشد.
ضربات مشت در این رشته برخلاف دیگر رشته های هم خانواده (که ضربات مشت فقط به ناحیه سر وارد می شود) بر روی بدن و بويژه بخشهای نرم بدن نیز اجرا می شود و این مورد، مهمترین نقطه تمایز آن می باشد (مانند تکنیکهای " گوهو" در رشته شورینجی کمپو).
بعد از آغاز حکومت اسلامی در مالزی در سال 1980 این رشته مانند دیگر سنتهای باستانی مالزی بدلیل مغایرت با اسلام و جلوگیری از روحیه جنگجویی و مبارزاتی مردم آن سرزمین، ممنوع شد ولی در سال 2006 مجدداً به صورت اصلاح شده و با نام جدید "موای کلات" توسط حکومت وقت، جهت جذب توریسم و کسب سرمایه!! پا به عرصه وجود نهاد.
5- لتوای (lethwei):
این رشته رزمی بسیار زیبا و جامع، متعلق به مناطق "برمه" و "میانمار" است. این رشته نیز مانند دیگر رشته های فوق الذکر از دسته رشته های هشت و جهی بوده و بويژه دارای تکنیک زیبای "ضربات آرنج معکوس عمودی" می باشد که نسبت به دیگر رشته های بیان شده قبلی جذابیت بیشتری در زمان اجرا به آن می دهد بطوریکه در مجموعه فیلمهای "مبارز تایلندی" چند نوع از تکنیکهای آرنج مربوط به این رشته اجرا می شود که افراد نا آشنا به هنر رزمی " لتوای" به اشتباه آنها را در کنار تکنیکهای "موای تای" و بنام آن می شناسند. تفاوت بارز این رشته نسبت به رشته های مشابه استفاده از ضربات سر به ناحیه صورت حریف و همچنین استفاده از ضربات پنجه است که در هیچ یک از رشته های قبلی مشاهده نمی شود.
دولت "میانمار" تلاش بسیاری در جهت توسعه این رشته در جهان نموده است ولی بدلیل امکانات کم در این کشور، مبارزان این رشته معمولاً به تایلند رفته و در آنجا مبارزه می کنند و اکثراً پیروز هستند.
منشا مشترک و مشابهت ها:
تمامی رشته های فوق الذکر از ترکیب هنرهای رزمی هندی- چینی بوجود آمده اند که این هنرهای ترکیبی در منطقه سیام مجموعاً بنام "موستی – یودها" نامیده می شوند. ترکیب این هنرها در این منطقه از جهان در زمان باستان رشته ای بنام "موای بوران" (مبارزه با مشت برهنه باستانی) را بوجود آورد که باعث برتری سربازان سیامی در جنگها می گردید و همین رشته بود که منشاء ظهور تمامی هنرهای رزمی فوق الذکر گردید.
مبارزات این رشته ها در گذشته معمولا در فضای باز و روی زمین ماسه ای بدون هیچگونه تجهیزات و در برخی موارد با پیچیدن طناب دور دستها صورت می گرفت و تماشاچیان دور حریفان را احاطه می کردند. مبارزان تا زمانی که یکی از حریفان قادر به مبارزه نباشد با هم نبرد می کردند و جایزه آنان نیز معمولاً غذا و یا پول بوده است زیرا مبارزان اغلب از اقشار ضعیف و محروم جامعه برمی خواستند.
در سال 1995 در نشست کمیسیون کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه آن) نماینده کامبوج پیشنهاد کرد که با تلفیق تمامی این ورزشها یک ورزش رزمی با عنوان "سوان فون" بوجود آید که با مخالفت نمایندگان دیگر بويژه نماینده تایلند مواجه شد زیرا آنها عقیده داشتند که ورزش رزمی هر کشور جزئی از فرهنگ و رسوم متمايز کننده آن کشور است.

 


۳- سبکهای کره‌ای:
بر خلاف آنچه در کشور ژاپن مشاهده کردیم در کشور کره بجای نبرد میان مردم و فئودالها، جنگ میان حکومتهای محلی در غرب چین بدلیل نبود یک حاکمیت مقتدر، قابل مشاهده است. مردم کره مردمی خشن‌تر و آتشین مزاجتر از دیگر کشورهای شرق آسیا هستند. بهمین دلیل هنر رزمی ویژه آنها یعنی تکواندو منتظر نزدیک شدن به حریف جهت اجرای تکنیکها (آنطور که در هنرهای رزمی ژاپنی معمول است) نمانده و بر مبارزه در فاصله دورتر تمرکز می‌یابد و بیشتر بر ضربات پا تکیه دارد. البته بلندتر بودن قد مردم کره نسبت به چینیها و ژاپنیها را هم نباید در انتخاب این روش مبارزه از نظر دور داشت. بطور کلی کره‌ایها هم متاثر از چین و هم متاثر از ژاپن بوده‌اند و این مطلب را می‌توان در هنرهای رزمی دیگرِ کره مشاهده کرد. بطوریکه رشته رزمی «هوا رنگ دو» با حرکات نمایشی بیشتر متاثر از سبکهای چینی و رشته «هاپکیدو» متاثر از سبکهای ژاپنی قرار داشته است. البته کره‌ایها تمایل زیادی به ایجاد رشته‌های ترکیبی داشته‌اند بطوریکه رشته‌هایی مانند «کوک سول وان» و «هان مو دو» را در دهه‌های اخیر می‌توان نام برد.
۴- سبکهای فلیپینی - اندونزیایی:
مردم فیلیپین همچون دیگر مردم مجمع الجزایر نشین آسیای جنوب شرقی متاثر از فرهنگ هند و منشعب شده از همان نسل می‌باشند. به همین دلیل نیز آنان را مجموعه هند شرقی می‌نامیدند. بدلیل قرارگیری در مناطق استوایی و آب و هوای گرم و محصولات کشاورزی، این ناحیه بیش از ۶۰ درصد آنها را کشاورزان تشکیل می‌دهند و در زندگی مبتنی بر کشاورزی خویش از آداب و رسوم و حرکات ناشی از شغل خویش در حرکات و مبارزه خود استفاده می‌نمایند.
آنچه بیشتر از همه در سبکهای مبارزاتی فیلیپین قابل توجه است یکسان بودن پایه حرکات در حالت بدون سلاح و حالت دارا بودن سلاح است که فراگیری آن را از نظم و قانونمندی خاصی برخوردار می‌سازد. وجود محیط استوایی و فراوان بودن نیزارها در این مناطق و لزوم عبور از آنها، فیلیپینیها را وادار به استفاده از نوعی شمشیر کوتاه با تیغه پهن (شِلی) نموده است که از یک سو در میان نی‌ها گیر نکند و از سوی دیگر برای قطع نی‌ها احتیاج به قرار گرفتن قسمت اعظم طول شمشیر در میان نی‌ها نباشد. بهمین دلیل تمرکز در این شمشیرها بر برش توسط قسمت هلالی بالای شمشیر است.
زمانی که از دو شمشیر جهت عبور از نیزارها استفاده می‌شود از ضربات راست و چپ مورب جهت برش استفاده می‌شود که این روش در مبارزه با شمشیر دقیقا تقلید می‌گردد. از طرف دیگر نی‌های بریده شده نیز خود می‌توانسته‌اند بعنوان سلاح مورد استفاده قرار گرفته و بصورت تک یا دوبل استفاده شوند.
مبارزات مردم فیلیپین برای آزادی، قدمتی طولانی ندارد. زیرا استثمار در این سرزمین به نظام جدید سرمایه‌داری و توجه آن کشورها به فیلیپین بعنوان منبع تهیه موارد اولیه صنعتی باز می‌گردد. «کالی» را به عنوان مادر هنرهای رزمی فیلیپین می‌شناسند. هنگامی که این کشور تحت تسلط اسپانیا بود انجام کلیه هنرهای رزمی در این کشور ممنوع و جرم محسوب می‌شد. عناصر سبک رزمی کالی در بازیهای محلی و رقص‌های ذاتی مردم این کشور پنهان بود و تحت تاثیر نفوذ اسپانیایی‌ها، هنرهای رزمی و ذاتی مردم فیلیپین به نامهای اسکریما، استوکادا، آرنیس و دمانویا آرنیس شناخته شدند.
کالی از جنوب این کشور می‌آید، آرنیس از شمال و اسکریما متعلق به مرکز این کشور می‌باشد. دوازده منطقه مبارزه در کالی وجود دارد، اسکریما هشت یا نه منطقه مبارزه دارد و آرنیس هم دارای چهار تا شش منطقه مبارزه است. استفاده از چوب کوتاه یا یک خنجر بلند، استفاده از دو اسلحه به صورت همزمان که شامل یک شمشیر و یک خنجر می‌باشد، مبارزه با دستان خالی که در آن از ضربات مشت، لگد و یا گلاویز شدن با حریف استفاده می‌شود. استفاده از میله و نیزه و زدن ضربه به طور همزمان، استفاده از سلاحهای قابل انعطاف همچون شلاق، طناب دندانه‌ای، سلاح‌های پرتابی مانند کمان و تفنگ بادی از جمله روش‌های مبارزه در این سبک‌ها محسوب می‌شوند. میله‌هایی که در سبک آرنیس استفاده می‌شوند عمدتا از جنس چوب هستند و یا از جنس نوع خاصی از بامبوی فیلیپینی که به آنها «راتان» گفته می‌شود. طول آنها معمولا هفتاد سانتیمتر و قطرشان دو سانتیمتر است. در اسکریما و آرنیس، مبارزان بیشتر از میله یا چوب استفاده می‌کنند و در کالی، سلاح مورد استفاده تیغه یا شمشیر است. اما نکته مشترک بین همه این سبکها، هندسه است.
در ضربات دفاعی و به هنگام حملات، همه حرکات، خطوط و مسیرها و همچنین زاویه‌های انتخاب بسیار مهم می‌باشند. استفاده مستقل از دستها و یا دستها و پاها توامان با اجرای تکنیکها، نیازمند کسب تجربه بسیار می‌باشد. در هنرهای رزمی فیلیپینی، استفاده از زانو، آرنج، لگدهای کوتاه و مشت در هنگام ایجاد فاصله بسیار نزدیک بین دو مبارز آزاد است. ضربه با سر، گرفتن حریف، پرتاب، ضربه با آرنج، شانه، قوزک و زانو نیز آزاد می‌باشد. اگر چه واژه اسپانیایی (آرنیس دی مانو) عملا به معنای هنر مهار کردن حرکات دست می‌باشد. ولی به روشی از دفاع شخصی اطلاق می‌شود که مبداء پیدایش آن کشور فیلیپین بوده و محور اصلی آن استفاده از شمشیر، ترکه‌های چوب و سایر سلاحها می‌باشد. در این هنر رزمی تکنیکهای دست غیر مسلح در درجه دوم اهمیت قرار دارند. آن زمان که این روش مبارزه برای مدت زیادی در اروپا کم شناخته شده بود، به واسطه مهاجرت شمار زیادی از فیلیپینیها به آمریکا در آن کشور رواج یافته بود. علیرعم اینکه این هنر رزمی در ابتدا «کالی» نامیده می‌شود در حال حاضر غالبا «آرنیس دی مانو» یا به عبارت دیگر اسپانیایی آن «اسکریما» خوانده می‌شود که معنای عام آن زد و خورد یا مبارزه می‌باشد. این هنر رزمی دارای تاریخ طولانی و پر فراز و نشیبی می‌باشد که می‌توان در تعقیب آن به سال ۱۵۱۲ میلادی بازگشت. زمانیکه فیلیپین در سیطره اسپانیا قرار گرفته بود ، آموزش آرنیس دی مانو همتراز آموزش خواندن و نوشتن، آموزشهای مذهبی و زبان سانسکریت اعمال می‌شد و به مثابه گونه‌ای از آموزش نظامی کودکان و نوجوانان در کلاس جنگ و محاربه وضع گردیده بود. اسپانیاییها در راه تحمیل اراده خود بر ساکنان فیلیپین که با استفاده از خنجر و چوب مرتکب اقدامات مرگبار می‌شدند با معضلات جدی مواجه بودند. چرا که ابهت اسپانیهاییها فقط در سایه استفاده از سلاح گرم متجلی می‌گردید. در طی قرن هجدهم که اسپانیاییها به فیلیپین سلطه داشتند آموزش و تمرین آرنیس دی مانو مطلقا ممنوع بود (همانگونه که ژاپنی‌ها حمل سلاح را برای ساکنین اوکیناوا ممنوع کرده بودند). حمل یک قداره یا خنجر نیز ممنوع بود. این محدودیتها جهت متمدن کردن فیلیپینیهای آتشی مزاج اعمال می‌گردید. در این شرایط بود که آرنیس دی مانو تبدیل به یک هنر رزمی سری گردید که بطور مخفیانه آموزش داده شده و تدریس می‌گردید (همانند کاراته در اوکیناوا). زمانیکه آرنیس دی مانو از دنیای سری خود خارج شد برای اسپانیهاییها غیر قابل تشخیص بود. چرا که این هنر رزمی در قالب رقصی متناسب با موسیقی محلی فیلیپینی پدیدار شده بود. رقصی که ضمن انجام حرکات زیبا و جذاب و بدون اسلحه انجام می‌شد. این رقص برای اسپانیاییها تا حدی جذاب بود که اجازه دادند در تشریفات و آیین‌های عمومی نیز اجرا شود. بهر حال آرنیس دی مانو در مقامی زنده و پایدار متجلی شد بگونه‌ای که نیروهای اشغالگر بعضا اثرات آنرا در اماکن آشوبزده مشاهده می‌کردند. با گذشت نسلها این سیستم مبارزه‌ای محلی در نزد عامل مردم تحت عنوان آرنیس دمانو شناخته، زنده نگهداشته و به نسلهای بعد سپرده شد. هنگامیکه حکومت استعماری اسپانیاییها در سال ۱۹۸۹ میلادی به پایان رسیده و زمان امور به دست آمریکاییها سپرده شد، ممنوعیت تمرین آرنیس دمانو لغو گردید. با وجود اینکه رقابتهای این رشته ورزشی در تعطیلات عمومی و بصورت آزاد برگزار می‌گردیدند، هنوز اساتید این فن از آموزش عمومی تکنیکهای آن خودداری می‌کردند و آرنیس در غالب یک هنر سری باقی ماند. با گذشت سالها مبارزات فراوانی انجام شد، چرا که آن زمان ژاپنیها بر علیه فیلیپین اعلام جنگ کرده و به حریم آن کشور تجاوز نمودند و تعدادی زیادی از فیلیپینیها در کنار آمریکاییها درگیر جنگهای تن به تن و چریکی شدند. شواهد دال بر این وجود دارد که در موارد متعددی، افراد زندگی خود را مرهون آموزشهای آرنیس دمانو بوده‌اند. سلاح رسمی آن کارد سنگین و بزرگی بود که به سلاح سنتی آنها یعنی ساطور شباهت داشت و حکایت از آن می‌نمود که آنها توانسته‌اند در خلال مبارزات انجام شد در یک دوره زمانی طولانی تکنیکهای مبارزه خود را اصلاح کنند. یکی از سلاحهای مشترک میان رشته‌های رزمی چینی و ژاپنی و فیلیپینی سلاح معروف نانچیکو است. دلیل این موضوع آنست که نانچیکو بعنوان ابزاری جهت شالی کوبی به شکل دستی استفاده می‌گردید و وجود برنج کاری در این سه کشور باعث اشتراک در استفاده از این وسیله گشته است. زیرا همانگونه که ذکر گردید، این رشته‌ها در واقع مبارزه و زندگی می‌باشند که در اثر نوع زندگی و نیازهای موجود طراحی شده و تغییر یافته‌اند.
اندونزی، چهارمین کشور پرجمعیت دنیا محسوب می‌شود. اندونزی متشکل است از ۳۷۰۰ جزیره که از این تعداد ۳۰۰۰ جزیره مسکونی است. مردم این کشور در سواحل جزایر و یا در دره‌ها و بخصوص در جزیره جاوه زندگی کرده و کشاورز می‌باشند. بیشتر جزایر اندونزی، غیر قابل سکونت هستند. این کشور، آب و هوای گرم و استوایی داشته و بارانهای موسمی سبب رونق کشاورزی می‌شود. سنتهای اسلامی با نفوذ اسلام در این کشور با عناصر اسطوره‌ای، حضرت آدم، نخستین حاکم جاوه قلمداد می‌شود. اما پس از گذشت چهار نسل، اخلاف او به عده‌ای از قهرمانان فرهنگی جاوه‌ای تبدیل می‌شوند که با خدایان هندو درهم می‌آمیزند. اندونزی نیز دارای مشخصاتی مشابه فیلیپین چه از لحاظ تاریخ استعمار و مبارزاتی و چه از لحاظ نژاد و سبک زندگی و امرار معاش می‌باشد. این کشور یکی از مستعمرات دوران نوین استعمار توسط کشور هلند به شمار می‌رود که اندونزی و مالزی را مستعمره خود در بخش هند شرقی قرار داده بود. نتیجتا مبارزات مردم آن نیز در همین زمان توسعه پیدا کرد. از قرن هفدهم، هند شرقی مهم‌ترین و سودآورترین بخش امپراطوری هلند به شمار می‌رفت. به غیر از اشغال کوتاه مدت بریتانیایی‌ها (۱۸۱۱ تا ۱۸۱۴) و قیامهای گاه گاهی محلی، هلند کنترل این کشور را تا ۱۹۴۲ حفظ کرد.
در این سال ژاپنی‌ها به این مستعمره هجوم آوردند و به عنوان آزاد کنندگان کشور از حکومت استعماری مورد استقبال اکثر اندونزیاییها قرار گرفتند. این تعلق خاطر در تاثیرپذیری نحوه مبارزات و روشهای رزمی آنان از ژاپن تاثیر به سزایی داشت. در کنار آن مردم اندونزی رسوم و آیینهای مشترک در میان نژادهای مشابه خویش مانند تایلند و ... را نیز از یاد نبرده و با تلفیق این روشها سیستم مبارزه‌ای ویژه‌ای به نام «پنچاک سیلات» در میان این مردم شکل گرفت. پنچاک سیلات واژه‌ایست که به هنرهای رزمی کشور اندونزی اشاره دارد. این نام در سال ۱۹۴۸ به عنوان یک اصطلاح واحد برای توصیف سبکهای مختلف رزمی اندونزی ابداع شد و از دو بخش پنچاک واژه مرسوم برای هنرهای رزمی در جاوه شرقی و مرکزی و سیلات واژه مرسوم در سوماترا تشکیل شد. در کاربرد امروزین اما معمولا پنچاک به بخشهای نمایشی این هنرهای رزمی و سیلات به جوهره جنگی و دفاع شخصی آن اشاره دارد.

 


 سبکهای تایلندی - کامبوجی - لائوسی: کشور بودایی تایلند که قرنها به همراه کشورهای لائوس و کامبوج مجموعا به نام سیام شناخته می‌شد، شاهراه مذهب، فرهنگ و مهاجرت آسیای جنوب شرقی بوده است. تایلند کنوبی به سال ۱۲۳۸ ایجاد شده و برخلاف کشورهای منطقه، هیچگان مستعمره و تحت تسلط قدرتهای اروپایی نبوده است. این موضوع در سبکهای مبارزاتی آنان به این دلیل دارای اهمیت است که نمی‌توان برای مبنای شکل گیری آنها به دنبال سیستمهای مبارزاتی جهت آزادی از سلطه استعمارگران بود. زیرا کلمه تای به معنی آزادی است و تایلند یعنی سرزمین آزادی‌ها. قرنها پیش، مردمی از جنوب چین به تدریج به «سوخوتای» تایلند کنونی مهاجرت کرده و به تدریج در مناطق حاصلخیز کناره رودی در جنوب این کشور ساکن شدند. در اوایل قرن ۱۴، تایلندی‌ها شهر کوچکی را در سوخوتای بنا کرده و در اواسط این قرن نیز آنجا را به پادشاهی مستقل تایلند تبدیل کردند که پیدایش زبان ، فرهنگ و معماری این کشور هم متعلق به همین دوره است. تایلند محل تلاقی دو فرهنگ بزرگ آسیا یعنی چین و هند است. در زندگی روزمره تایلندی‌ها فرهنگ چینی‌ها اضافه شده در صورتیکه فرهنگ تایی عمدتا بودایی و برهمایی است. هند نفوذ قوی در فرهنگ تایی دارد. تایلند را اغلب با نام سرزمین لبخندها می‌شناسند. زیرا که مردم آن تقریبا همیشه در هر موقعیتی لبخند بر لب دارند. در تایلند معمولا با چسباندن دو کف دست به یکدیگر در مقابل سینه، به دیگران سلام می‌کنند که این حرکت وای نامیده می‌شود. مردم این کشور همانند بسیاری از فرهنگ‌های آسیایی، احترام بسیاری برای اجداد خود قائل هستند و در واقع یکی از مهمترین جنبه‌های فرهنگ آنهاست بطوریکه برای احترام به بزرگترهای خود، در مقابل آنها خم می‌شوند. افراد مسن‌تر نیز همیشه در تصمیمات یا مراسم خانوادگی نقش اول را دارند. تایلندی‌ها بسیار میهمانواز هستند اما در عین حال فاصله طبقاتی برای آنها مهم است. آنها انسانهایی صبور و اهل مدارا بوده و از رفتارهای تند و توهین آمیز دوری می‌کنند. تابلوهای آنها نیز بیشتر در زمینه مذهب و سلطنت است. به همین دلیل عناصر سلطنتی بر آنان و اعتقاداتشان تاثیر کامل نهاده است و شکل ‌گیری موی تای بعنوان روش مبارزه شاهان جهت تسخیر مقام پادشاهی (نه مبارزه مردمی در جهت آزادی) در اسطوره‌های آنان راه پیدا نموده است.
«موی تای» هنر رزمی و روشی است که در آن از ضربه‌های مشت، آرنج، زانو و پا استفاده می‌شود و قبلا ضربه‌ سر را نیز سلاح مجاز می‌دانستند. موی تای امتحان قدرت است و در آن از قسمتهای مختلف بدن و حتی اسکله‌های بدن بعنوان سلاحی در نبردها استفاده می‌شود و هیچ عضوی از بدن غیرفعال نمی‌ماند. در واقع می‌توان گفت که «موی تای» نبرد با سلاحهایی است که همیشه همراه آدمی است و افراد بشر بطور خدادادی از آن بهره‌مند هستند. موی تای به عنوان بخش ضروری فرهنگ تایلند از دوران کهن بر جای مانده است و افرادی که تای بوکسور بودند و یا در این رشته مهارت داشتند، اغلب لقب «مردان شریف» را می‌گرفتند. در دوران قدیم افرادی که می‌خواستند به فرمانروایی و حکومت دست یابند، مجبور بودند که از بین هجده سبک موی تای، چهار سبک آن را بیاموزند. این چهار سبک شامل «کانیکا» هنر حرکات بدن، «آتیاسا» تاریخچه اجداد قهرمان، «مایا» هنر مشت زنی و «مونتا» دانستن طلسم افسانه‌ای بود و به همین علت موی تای یکی از مهارتهای پادشاهان در زمانهای قدیم بوده است.
در گذشته مردم تایلند هنگام نبرد با کشورهای دیگر جهت تقویت روحیه نیروی خود دعاهای خاصی می‌خواندند و به شلوار و پیراهن سنتی از پارچه‌ و کمربندهای مخصوص به عنوان محافظ در مقابل نیروهای هیپنوتیزم کننده استفاده می‌کردند که به اختصار از آنها نام می‌بریم:
۱- مونگون (سربند): مردم تایلند بر این اعتقاد بودند که قدرتهای جادویی و هیپنوتیزم کننده به بالاترین قسمت بدن انسان یعنی سر تاثیر فراوان می‌گذارند. لذا مردها نوار پارچه‌ای را که علائم و نشانه‌های دعا بر آن نقش بسته بود، به دور سر خود می‌بستند. از این رو طرفداران سرسخت موی تای استفاده از «مونگون» را مرسوم نمودند.
۲- پراچیات (بازوبند): استفاده از پراچیات یا بازوبند از دیگر اعتقادات مردم تایلند بوده است. شواهد تاریخی و باستانی نشان می‌دهند که در گذشته‌های دور اغلب مبارزان تایلندی هنگامی که می‌خواستند به میدان جنگ وارد شوند، نوار باریکی را به دور بازوی خود می‌بستند و معتقد بودند این پوشش به آنها نیرو داده و آنها را از خطر محفوظ می‌دارد.
از گذشته‌های دور تاکنون، اردوهای کشورهای مختلف برای نیروهای نظامی خود نوعی موزیک را در نظر می‌گرفتند که در هنگام جنگ از آن برای تقویت روحیه نیروهای خود استفاده می‌کردند. از آنجایی که هنر موی تای در گذشته جزء تمرینات نیروهای نظامی و سربازان سرزمین تایلند بوده است، در حال حاضر در این کشور مبارزه و مسابقه «تای بوکسینگ» با صدای طبل و نوعی موسیقی همراهی می‌شود که بدین وسیله مبارزین را تحریک می‌نماید تا با تبادل ضربات سنگین از تحرک باز نمانند و یکدیگر را به مبارزه بطلبند. مردم تایلند موسیقی سنتی «سارما» در رینگ تای بوکسینگ را سمبلی از احترام و تکریم و آن را برای ایجاد حس قدردانی و تشکر از افرادی می‌دانند که تای بوکسور را به این مقام رسانده‌اند. بوکس لائوسی نیز از لحاظ تکنیکهای مورد استفاده بسیار شبیه موی تای بوده ولی حرکات مقداری شکننده‌تر اجرا می‌شوند.

 


تقویت سرعت در اجرای تکنیک‌ها

در هنگام تقویت سرعت در اجرای تکنیک‌های خود، نکات زیر را به خاطر داشته باشید.
•اجرای یک تکنیک باید اساساً از لحاظ فیزیکی سریع باشد. تا زمانی که بر مدل اساسی فیزیکی (اجرای صحیح تکنیک) تسلط نیافته‌اید، سعی در تقویت سرعت نکنید. اگر نیاز دارید که درباره مکانیزم‌های اجرای یک مهارت تمرین کنید و یا آن را بدون فرم صحیح بیومکانیکی اجرا می‌کنید، امکان شما برای تقویت سرعت محدود می‌شود.
•آرام باشید. پرورش سرعت از لحظه شروع تا لحظه اصابت نیازمند آرامش است. در لحظه اصابت با حداکثر قدرت، عضلات باید قدری منقبض شوند و بعد دوباره آرام گردند تا سریعاً ریکاوری حاصل شود.
•وضعیت سالم بدن را باز یابید. استراحت و توقف بین اجرا برای تقویت سرعت ضروری است. اگر تنها یک تکنیک را تمرین می‌کنید، مثلاً ضربه اوراماواشی گری، فاصله بین ضربات می‌تواند کوتاه و حداکثر تا 10 ثانیه باشد. اما اگر روی تکنیک‌های ترکیبی تمرین می‌کنید، مدت زمان بیشتری از بین دفعات تکرار مکث کنید تا خیلی زود خسته و کوفته نشوید.
•اول تمرین کنید، آخرتمرین کنید! در مورد زمان تمرینات سرعتی در طول یک جلسه تمرینی دو تئوری وجود دارد. بسیاری از متخصصان، پرورش سرعت را در ابتدای جلسه توصیه می‌‌کنند چون خسته نیستید و عضلات تازه و سرحال است. اگر از انعطاف‌پذیری و استقامت کافی برخوردار باشید و بتوانید به راحتی ریکاوری شوید، این توصیه خوبی است. اما دو ایراد بر پرورش سرعت در ابتدای جلسه تمرینی وارد است: شاید خیلی زیاد خسته شوید و نتوانید تمرینات بعدی را خوب اجرا کنید و نیز ممکن است عضلاتتان سفت و کشیده شوند و نتوانید از حداکثر توانایی خود استفاده کنید. تمرین مهارت‌های سرعتی نزدیک به انتهای یک جلسه تمرینی به این معناست که عضلاتتان شل‌تر هستند و گرچه شما کمی از شادابی‌تان را از دست داده‌اید، اما استراحت کردن برایتان آسانتر می‌شود. نهایتاً پرورش و ازدیاد سرعت را مناسب شیوه اجرای خود تنظیم کنید.
•از تعداد تکرارهای کم استفاده نمایید. دفعات تکرار در هر تکنیک را پایین (کمتر از 10 بار) و کیفیت هر تکرار را بالا نگه دارید. هر تکنیک را صحیح،‌ با تمرکز کافی و قوی انجام دهید و بین تکرارها نیز تمرکز کنید (متوالی و بی‌وقفه انجام ندهید).
•سرعت را حس کنید. با اجرای هر تکرار شاید این نکته را بیابید که یک تکرار سریع، احساس متفاوتی از دیگر تکرارها ایجاد می‌کند. سعی کنید این احساس را ایجاد کنید.
•کمی هم استراحت کنید. در طول تمرینات سرعتی شاید حس کنید که به یک سد سرعت برخورد کرده‌اید، سرعتی که می‌توانید آن را مرتباً تکرار کنید اما نمی‌توانید از آن پیشی بگیرید. در این مواقع چند روز از تمرینات سرعتی دست بکشید. به جای تمرین آن تکنیک هر روز زمان بیشتری را به مجسم کردن موفقیت تازه در سد سرعت اختصاص دهید. بعد زمانی که به تمرین سرعت بازگشتید، کار خود را با ذهنی باطراوت و بشاش و با نیت کسب موفقیت تازه در سطح جدیدی شروع کنید. فکر شما باید بر محدویت‌های بدنتان غلبه کند.
خود را از نظر روحی آماده کنید. اگر فکر می‌کنید که هنوز نمی‌توانید در سرعت گام تازه‌ای بردارید، سعی کنید مسابقات دوستانه‌ای در پایان جلسات تمرینی با دیگر شاگردان داشته باشید. گاهی اوقات کمی تقویت فکر یا تغییر دورنما، تنها چیزی است که برای دست یافتن به موفقیت نیاز دارید.
در تمریناتتان جدی و کوشا باشید.
برگرفته از شماره پانزدهم مجله هنرهای رزمی

نويسنده : dashamajid


دانستنی های جالب درباره ی مو

 

 

دانستنی های جالب درباره مو

 

 

تحقیقات اخیر محققان نشان داده است كه هشت نوع متفاوت مو در میان مردم سراسر جهان وجود دارد كه این هشت نوع بر حسب شكل مو و نازك و ضخیمی موها متفاوت است. ولی در كل می‌توان انواع و اقسام موها را در سه دسته (صاف، مجعد و فر) تقسیم نمود.

 

ساختار مو همانند ناخن‌ها از جنس كراتین است و دلیل تمامی تفاوت‌ها در شكل و رنگ آن، وراثت است...

 

روی پوست سر به طور طبیعی بین 100 تا 150 هزار پیاز مو وجود دارد. این پیازها چند میلی‌متر پایین‌تر از سطح پوست درون حفره‌هایی قرار گرفته‌اند. موها به طور معمول ماهانه بین 0.7 تا دو سانتی‌متر رشد می‌كنند. از میان موها نیز موهای صاف بیشترین و موهای فر كمترین میزان رشد را دارند. طول عمر یك موی مردانه بین دو تا چهار سال است در حالی كه طول عمر موهای زنانه بین چهار تا هفت سال است.

 

این امر ثابت می‌كند كه یك مرد در مقایسه با یك زن در طول چهار سال نمی‌تواند موهای بلندتری داشته باشد. به عبارت دیگر موی مردانی كه در ماه یك سانتی‌متر رشد می‌كند و طول عمری دوساله دارد هرگز از 24 سانتی‌متر بلندتر نمی‌شود اما خانمی كه ماهانه موی او 1.5سانتی‌متر رشد می‌كند و طول عمری هفت ساله دارد می‌تواند تا یك متر و 26 سانتی‌متر رشد كند.

 

به گفته پزشكان همیشه 10 تا 15 درصد موهای ما آماده ریزش هستند. آنها طی ماه‌ها رشد می‌كنند، رشدشان متوقف می‌شود و چند هفته می‌ریزند و جای آنها موهای جدید شروع به رشد می‌كند. در هنگام تولد روی هر سانتی‌متر مكعب از پوست سر یك نوزاد 1000 فولیكول مو وجود دارد اما از میزان آن به مرور زمان كاسته می‌شود تا آنكه به 500 عدد بین سن 30 تا 50 سالگی برسد.

 

درون حفره‌ای كه پیاز مو وجود دارد رگ‌های خونی نیز وجود دارد تا اكسیژن، مواد غذایی و كراتینوكیت را به سلول‌های سازننده كراتین برساند. در این قسمت ملانوسیت‌ها هم قرار گرفته‌اند تا به مو رنگ بدهند.

 

بالاتر از حفره پیاز مو كه در لایه درم پوست قرار گرفته، در لایه اپیدرم غده‌های چربی واقع شده‌اند كه سبوم ترشح كرده و به این ترتیب هم موها را روغن‌كاری می‌كنند و هم از لایه اپیدرم در برابر میكروب‌ها و آلودگی‌ها مراقبت می‌كنند. تنها بخش‌هایی كه زیر لایه اپیدرم قرار گرفته‌اند زنده‌اند و موهایی كه از اپیدرم می‌گذرند در واقع مرده‌اند و شما می‌توانید به راحتی آنها را ببرید.

 

شكل مو (صاف، مجعد و فر) بستگی به شكل فولیكول یا حفره‌ای دارد كه پیاز مو در آن قرار گرفته است. یك فولیكول گرد، صاف یا به شكل ویرگول سبب به وجود آمدن موهای فر یا صاف‌تر می‌شود.

 

 

دانستنی های جالب درباره مو

 

 

شكل به تناسب محیط

 

شكل فولیكول مو و به طبع شكل و فرم مو امری وراثتی است. در حقیقت وقتی موی فر یا مجعد می‌شود به این دلیل است كه میزان كراتین ساخته شده در بخشی بیشتر و در بخشی كمتر بوده و به همین علت بخش بیشتر روی قسمت كمتر فشار آورده و آن را زخم می‌كند.برخی دانشمندان معتقدند به جز عوامل ژنتیكی و وراثتی، آب و هوا نیز در این میان نقش دارد.

 

به طور معمول افرادی كه در مناطق گرم زندگی می‌كنند كه آفتاب تابش زیادی دارد، موهای مجعد یا كاملا فری دارند.به طور مثال در آفریقا به دلیل تابش زیاد خورشید مردم موهای كاملا فری دارند كه به موازات پوست سر رشد می‌كند و اجازه نمی‌دهد نور آفتاب به طور مستقیم به پوست سر بتابد و مغز را داغ كند. در عوض در مناطق سردسیر مردم موهای صافی دارند. این نوع موها هوا را درون خود نگاه می‌دارند و سبب گرم شدن پوست سر می‌شوند.

 

هم‌اكنون پیشرفت تكنولوژی سبب شده شما بتوانید موهایتان را به همان شكلی كه می‌خواهید صاف، مجعد یا فر درآورید. البته توجه داشته باشید كه تغییر دادن فرم مو گاهی سبب ریزش مو و افسوس دایمی شما خواهد شد .


نويسنده : dashamajid


گوش

مقدمه

گوشهای ما مسئول دو حس حیاتی اما کاملا متفاوت هستند: شنوایی و تعادل. صداهای تشخیص داده شده از طریق گوشها ، اطلاعات اساسی را درباره محیط خارجی به ما می‌دهند و به ما اجازه می‌دهند با روشهای پیچیده‌ای چون گفتار و موسیقی ارتباط برقرار کنیم. علاوه بر این گوشها در حس تعادل ما نیز سهم دارند. درک ناخود آگاه وضعیت بدن در فضا به ما اجازه می‌دهد تا بایستیم و حرکت کنیم بدون آنکه زمین بخوریم.

گوش دارای اندامهای مجزای شنوایی و تعادل است که صداهای دنیای اطرافمان و اطلاعات درونی درباره وضعیت و حرکتمان را تشخیص می‌دهد. ساختمانهای حسی داخل گوش ، اشکال متفاوت اطلاعات را به صورت ایمپالسهای عصبی برگردانده تا از طریق اعصاب به قسمتهای مختلف مغز ، جایی که اطلاعات تجزیه و تحلیل می‌شوند، فرستاده شوند. توانایی ما در تفسیر اصوات و استفاده از اطلاعات ، درباره تعادل در زمان نوزادی و کودکی شکل می‌گیرد.


img/daneshnameh_up/9/90/ear.3.JPG

 

کیفیت صوت

در واقع صوت ارتعاش مولکولها در هوای اطراف ماست. درجه بلندی (Pitch) یک صدا (میزان بم یا زیر بودن) ویژگی‌ای از امواج صوت می‌باشد که فرکانس (تواتر) نامیده می‌شود. فرکانس تعداد ارتعاش در هر ثانیه است و در واحدهایی به نام Hertz سنجیده می‌شود. هر چقدر فرکانس بالاتر باشد صدا زیرتر است. شدت و قدرت یک صدا به نیروی امواج صوتی بستگی دارد که در واحدهایی به نام دسی بل (Decibel) اندازه‌گیری می‌شود . با هر ١٠ دسی بل افزایش در قدرت صدایی به بلندی دو برابر شنیده می‌شود، بنابراین صدایی با ٩٠ دسی بل دو برابر قویتر از صدایی با ٨٠ دسی بل است.

مکالمه بطور معمول در حدود ٦٠ دسی بل است صدایی تقریبی ترافیک معمولا در حدود ٨٠ دسی بل می‌باشد. قرار گرفتن در معرض صدای بالاتر از ١٢٠ دسی بل حتی برای مدتی کوتاه می‌تواند به شنوایی ما آسیب برساند.میزان توانایی ما در تجزیه صداهای مرکب مثل موسیقی و اینکه یک صدا چقدر بلند باشد تا قادر به شنیدن آن باشیم با یکدیگر متفاوت است. گوش انسان بطور معمول قادر است صداهایی با فرکانسهای بین ٢٠٠٠٠ - ٣٠ هرتز را تشخیص دهد، اما توانایی شنیدن صداهای فرکانس بالا با افزایش سن ، کاهش می‌یابد. حیواناتی مثل خفاش (bat) و سگ می‌توانند صداهایی با فرکانس های بالاتر از حد طبیعی شنوایی انسان را بشنوند.


img/daneshnameh_up/7/74/ear.1.JPG

 

تعادل و حرکت

در تعادل و حرکت گوشها دارای این عملکرد هستند: آگاهی از موقعیت سر و تشخیص چرخش و حرکت سردر تمامی جهات. مغز اطلاعات گوشها را با اطلاعات حاصل از گیرنده‌های موقعیت در عضلات ، تاندونها و مفاصل و اطلاعات بینایی بدست آمده از چشمها ترکیب می‌کند. ترکیب این اطلاعات باهم ما را قادر می‌سازد تا بدون از دست دادن تعادل در جهات مختلف حرکت کنیم. گوش از سه قسمت خارجی ، میانی و داخلی ساخته شده است. گوش خارجی دارای لاله گوش و مجرا می‌باشد. این لوله پر از هوا به پرده گوش منتهی می‌شود که در پاسخ به صدا مرتعش می‌شود.

پشت پرده گوش ، گوش میانی قرار دارد که از هوا پر شده و دارای سه استخوان ظریف می‌باشد که استخوانهای شنوایی نامیده می‌شوند. چکشی(malleus) ، سندانی (incus) و رکابی (stapes). این استخوانها ارتعاش پرده را به غشا دریچه بیضی که جدا کننده گوش میانی از گوش داخلی است ، منتقل می کنند. در گوش داخلی که پر از مایع می‌باشد حلزون قرار دارد که دارای گیرنده حسی برای شنوایی و ساختمانهای دیگری برای حرکت و تعادل است.

مکانیسم شنوایی

توانایی شنوایی به یک سری وقایع پیچیده در گوش بستگی دارد. امواج صوتی در هوا از طریق ساختمانهایی به گیرنده شنوایی منتقل می‌شوند. این گیرنده اندام کورتی نام داشته و در گوش داخلی قرار گرفته است. داخل اندام کورتی ، ارتعاشات فیزیکی بوسیله سلولهای مویی (hair cells) حسی تشخیص داده می‌شود و این سلولها با تولید سیگنالهای الکتریکی پاسخ می‌دهند. اعصاب این سیگنالها را به مغز منتقل می‌کنند و در آنجا این سیگنالها تفسیر می‌شوند . فرکانسهای مختلف صوتی سلولهای مویی را در قسمتهای مختلف اندام کورتی تحریک کرده و باعث درک اصواتی مثل موسیقی و مکالمه می‌شوند. صدا در نواحی شنوایی دو طرفه مغز پردازش می‌شود. اما صحبت بیشتر در طرف چپ مغز تفسیر می‌شود.


img/daneshnameh_up/1/17/ear.2.JPG

 

حس تعادل

توانایی ایستادن صاف و راه رفتن بدون آنکه بیفتیم به حس تعادل ما بستگی دارد. ساختمانهایی در گوش داخلی مثل دستگاه وسیتبولار (دهلیزی) شناخته شده‌اند که با تعیین وضعیت و حرکت سر در ایجاد تعادل نقش دارند. دستگاه وستیبولار از سه مجرای نیم دایره و دو دهلیز ساخته شده است. حرکت سر بوسیله سلولهای مویی در ساختمانهایی در مجاری نیم دایره که کریستا (cristae) نامیده می‌شوند و دو ساختمان در دهلیز که ماکولا (maculae) نامیده می‌شوند تشخیص داده می‌شود. حرکات چرخشی سر بوسیله کریستا که در مجاری نیم دایره قرار دارند تشخیص داده می‌شوند. بنابراین حرکت سر در هر جهتی بوسیله حداقل یک مجرا تشخیص داده می‌شود. این اطلاعات باعث حفظ تعادل و ثبات بینایی هنگام حرکت سر می‌شود.

حرکت خطی و وضعیت ایستا(ساکن static )

دو ماکولای درون و ستیبول در گوش داخلی حرکت خطی را حس می‌کنند. به عنوان مثال هنگام مسافرت با ماشین یا استفاده از آسانسور موقعیت سر به نیروی جاذبه بستگی دارد. تشخیص موقعیت سر در ارتباط با جاذبه به ما کمک می‌کند. به عنوان مثال ، هنگامی که درون آب عمیق شیرجه می‌زنیم به ما می‌فهماند از چه جهتی به سطح آب بیاییم.

راههای ارتباطی

اگر چه گوشها به ظاهر ساختمانهای مجزایی دارند، آنها مستقیما با بینی و حلق ارتباط دارند. قسمت قابل رویت گوش ، لاله گوش (pinna) با مجرای گوش مرتبط است که در انتهای آن پرده گوش (eardrum) قرار دارد. پشت این پرده ، گوش میانی است که یک فضای پر از هواست که از طریق مجرایی به نام شیپور استاش (Eustachian tube) با حفره پر پشت بینی و حلق مرتبط می‌باشد . این مجرا مسوول ایجاد فشار مشابه در هر دو طرف پرده است. ساختمان گوش داخلی در عمق جمجمه قرار گرفته و حاوی اندامهای حسی برای صدا و تعادل می‌باشد.


نويسنده : dashamajid


ساختمان گوش

ساختمان گوش

از نظر کالبدشناسي، گوش شامل سه قسمت بيروني، ميانى و درونى است.


 ساختمان قسمت‌هاى مختلف گوش ساختمان قسمت‌هاى مختلف گوش

گوش بيرونى

لاله‌گوش

در اغلب حيوانات متحرک است و به طرف منبع صوتى متمايل مى‌شود ولى در انسان ثابت است و با حرکت سر به طرف منبع صوتى متوجه مى‌گردد. لاله گوش انسان در حقيقت سه نقش عمده بر عهده دارد که عبارتند از: جمع‌آورى امواج صوتي، هدايت آنها به مجراى شنوايي، تشخيص جهت آنها، به‌گونه‌اى که اگر چين‌خوردگى‌هاى لاله گوش را از موم پر کنند ميزان شنوايى و هم‌چنين قدرت تشخيص جهت صوت در انسان کاهش مى‌يابد. دو لاله گوش در انسان طورى قرار گرفته‌اند که از برگشت صداى خود انسان جلوگيرى مى‌کنند. ضمناً چون گوش‌ها در دو طرف سر واقع شده‌اند، اختلاف زمانى که در درک صدا به‌وسيله دو گوش به‌وجود مى‌آيد منجر به تشخيص جهت آن مى‌گردد. بنابر اين امواج صوتى به‌وسيلهٔ لاله گوش و چين‌خوردگى‌هاى آن جمع‌آورى مى‌شوند و از طريق مجراى شنوايى پردهٔ صماخ را متأثر مى‌سازند.

مجراى شنوايى

اين مجرا لوله‌اى شکل و به‌طول ۲ تا ۳ سانتى‌متر است و ارتعاشات صوتى از طريق آن به پردهٔ صماخ، که در انتهاى آن قرار دارد مى‌رسند.

پردهٔ صماخ

طبل گوش يا پردهٔ صماخ غشايى است که به‌وسيله اصوات با فرکانس‌هاى متفاوت ”صداهاى قابل شنيدن“ مرتعش مى‌شود و چون ميزان کشش آن در مرکز و کناره‌هاى آن فرق مى‌کند، قسمت‌هاى مختلف آن به‌وسيله فرکانس‌هاى معين ولى متفاوت مرتعش مى‌گردند. اصوات زير قسمت‌هاى مرکزى و اصوات بم کناره‌هاى پردهٔ صماخ را به ارتعاش در مى‌آورند.

گوش ميانى

اين قسمت از گوش، محفظه‌اى استخوانى است که به‌وسيلهٔ دو دريچهٔ بيضى و گرد از گوش داخلي، و به‌وسيلهٔ پردهٔ صماخ از گوش خارجى جدا مى‌شود و نيز از طريق مجرايى به نام شيپور اوستاش اين است که فشار دو طرف پرده صماخ را متعادل مى‌سازد. ارتعاشات صوتى از طريق گوش خارجى به گوش ميانى مى‌رسد و از آنجا به گوش داخلى منتقل مى‌شود. گوش ميانى ضمن عمل انتقال صوت، عمل تخفيف‌کنندهٔ ارتعاشات شديد صوتى را نيز انجام مى‌دهد ولى هرگاه شدت صوت از حد معينى تجاوز کند گوش داخلى صدمه خواهد ديد.

گوش داخلى

گوش داخلى به علت داشتن پيچ و خم‌هاى آن به ”لابيرنت“ موسوم شده است و عمل آن از نظر شنوايى اين است که ارتعاشات صوتى را به ياخته‌هاى شنوايى برساند و آنها را به تکانه‌هاى عصبى تبديل کند. گوش داخلى شامل سه بخش دهليز، مجارى نيم‌دايره، حلزون مى‌باشد. دهليز و مجارى نيم‌دايره مخصوص عمل تعادل و حلزون ويژه عمل شنوايى است.


نويسنده : dashamajid


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران